دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات
. ۱:حضرت آيت الله علامه ، سيد محمد حسين طباطبايى(قدس سره ) مى فرمايند:
مـن و هـمـسـرم از خـويـشـاونـدان نزديك مرحوم حاج ميرزا على آقا قاضى بوديم . او در نجف بـراى صـله رحم و تفقد از حال ما به منزل ما مى آمد. ما كرارا صاحب فرزند شده بوديم ، ولى هـمـگـى در هـمـان دوران كـوچـكـى فـوت كـرده بـودنـد. روزى مـرحـوم قـاضـى بـه منزل ما آمد در حالى كه همسرم حامله بود و من از وضع او آگاه نبودم . موقع خداحافظى به هـمسرم گفت : دختر عمو! اين بار اين فرزند تو مى ماند و او پسر است و آسيبى به او نـمـى رسـد و نـام او عـبـدالبـاقـى اسـت . مـن از سـخـن مـرحـوم قـاضـى خـوشحال شدم و خدا به ما پسرى لطف كرد و بر خلاف كودكان قبلى ماند و آسيبى به او نرسيد و نام او را عبدالباقى گذارديم ادامه ی کرامات در پست های بعدی
منبع:سایت دانلود بوک








