تبليغاتX
دینی.مذهبی.اعتقادی .اخلاقی.عرفانی.تربیتی
 

.رموز اسرار امیز اعداد.سیر و سیاحت در عالم ارواح.تصویر برزخ و برزخیان .اثار صلوات.طی الارض .و...

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

برآورده شدن حاجت

« مرحوم قاضی قرائت دعای زیر( دعای سریع الاجابه، مفاتیح الجنان ) را به مدت چهل شب، هر شب یک تا صد بار برای برآورده شدن حاجت سالکان درگاه الهی مفید می دانستند: إلهی کیف أدعوک و أنا أنا و کیف أقطع رجایی منک و أنت أنت؟ إلهی أذا لم أسئلک فتعطین فمن ذاالذی أدعوه فیعطینی؟ ألهی إذا لم أدعک فستجیب لی، فمن ذاالذی أدعوه فیستجیب لی؟ إلهی إذا لم أتضرع إلیک فترحمنی فمن ذا الذی أتضرع إلیه فیرحمنی؟ إلهی فکما فلقت البحر لموسی و نجیته أسئلک أن تصلی علی محمد و آل محمد و إن تنجینی مما أنا فیه و تفرج عنی فرجا عاجلا غیر أجل بفضلک و رحمتک یا أرحم الراحمین. »

عرضه خود به امیرالمؤمنین

حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره) می فرماید: « روزی با آقا سید مهدی قاضی، فرزند استادم آقا میرزا علی قاضی (ره) در مسجد هندی نشسته بودیم. ایشان گفت: شما که در برخی امور ماهر و متبحر هستید بگویید پدرم به من چه وصیتی کرده است؟ من بلافاصله به پشت بام مسجد رفتم و تأملی کرده، ذکری بر زبان راندم. به دلم الهام شد آقای قاضی به وی دو نصیحت کرده است: اول این که هر روز خودت را بر امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه کن و دیگر این که اگر فقر و فاقه به تو فشار آورد به قصد کمک مالی، به منازل و بیوت مراجع نرو. »

دعای "یا من احتجب..."

« آقای سید هاشم حداد در موقع خوابیدن دعای « اللهم یا من إحتجب بشعاع نوره...» را قرائت می کردند و چه بسا می شد که در قنوت نماز می خواندند. و چون از بعضی از شاگردان دیگر مرحوم قاضی شنیده شده است، معلوم می شود اصلش از مرحوم قاضی بوده است.

این دعا با مختصر اختلافی در لفظ، در «مهج الدعوات» ص 108 مرحوم سید بن طاووس موجود است که آن را از محمد ابن حنیفه از رسول خدا (ص) روایت نموده است و برای آن آثار و خواص عجیبی را نقل کرده است. »

تقویت حافظه

آن مرحوم برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند.

مدد از روح بزرگان

« آقای قاضی(ره) به همه توصیه می کردند که: اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید. »

عمل به دانسته ها

برو آنچه از نیکی که می دانی درست عمل کن؛ در نهایت دقت و سعی، بدان که تو عارف خواهی بود.

کلید سعادت دنیا و آخرت


بقیه ی مطالب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

حدیث عنوان بصری

آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند: « آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد، روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود. و علاوه بر این می فرموده اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی، دو بار آن را مطالعه نمایند. »

دعای کمیل و زیارت جامعه

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای جمعه تأکید داشتند. »

حضور قلب

حجت الاسلام آقای دکتر مرتضی تهرانی می فرمایند: « آیت الله قاضی در پاسخ شخصی که از ایشان تقاضای سفارش کرد، فرمودند:

قلم و کاغذ از جیبت درآور و بنویس:
سررشته دولت ای برادر به کف آر *** وین عمر گرانمایه به خسران مسپار
یعنی همه جا با همه کس در همه جا *** می دار نهفته چشم دل جانب یار »

توصیه به توبه و استغفار

برادران عزیزم! ـ


بقیه ی مطالب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

حق الناس

آیت الله نجابت نقل می کند: وقتی که بنده مشرف شدم خدمت ایشان فرمودند: « هر حقی که هر کس بر گردن تو دارد باید ادا کنی. خدمت ایشان عرض کردم:مدتی قبل در بین شاگردهایم که نزد بنده درس طلبگی می خواندند، یکی خوب درس نمی خواند. بنده ایشان را تنبیه کردم. اذن از ولیّ او هم داشتم در تربیت. در ضمن این جا هم نیست که از او طلب رضایت کنم. می فرمودند: « هیچ راهی نداری، باید پیدایش کنی. گفتم آدرس ندارم، گفتند باید پیدا کنی.

آقای قاضی فرمودند : هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست. یعنی این ها همه مال حضرت احدیت است. و حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.»


بقیه ی مطالب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

جزء نباشد. »

نماز شب

« اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. »

علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »

حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید. »

توسل به ائمه أطهار(ع)

آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند:


بقیه ی مطالب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

گزیده ای از وصایای مرحوم شیخ العارفین.جمال السالکین .عارف بالله .کوه عرفان حضرت ایت الله قاضی طباطبایی(استاد مرحوم عارف بالله حضرت ایت الله العظمی بهجت) قدس الله نفسه الزکیه

نماز

شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [ نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است ].

مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: « اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند. »

مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: « به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.

اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.

دعا در قنوت نماز

آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: « اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »

قرآن

آیت الله نجابت می فرمودند: آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی (از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که: « هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی وفادار و پایبند بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن می خواند و با قرآن بود. »

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: « چند سفارش ایشان عبارت است از: اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید. توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از عمل به این ها می فرمودند برو نمازشب بخوان! »

آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله طباطبایی می فرمودند: « دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیه دواء کل دواء و شفاء کل عله و دوا کل غله علماً و عملاً و حالاً. آن قره العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی...»

و نیز:« بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد

منبع:سایت شهید اوینی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

بلال بن رياح (وفات 20 ق ) 
بعد از رحلت حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله 9 يا 10 سال بيشتر در قيد حيات نبود. او مؤ ذن رسول اكرم صلى الله عليه و آله و از سابقين در اسلام است .
وقتى ابوبكر با مردم نماز مى گذارد، انتظار داشت كه بلال كما فى السابق اذان بگويد، ولى اين آرزوى او هرگز برآورده نشد. وقتى ابوبكر، بلال را ملاقات كرد گفت : اى بلال ، تو علاوه بر آنكه ترك ما كرده اى اذان گفتن را نيز ترك گفته هنگام نماز در مسجد ما را از بانك اذان خود بى بهره ساخته اى .
اى مؤ ذن رسول خدا صلى الله عليه و آله آيا اين كناره گيرى تو دليلى داشته و علت و سببى را در بردارد؟
بلال گفت : اى ابوبكر هيچكارى بدون دليل و هيچ عملى بى برهان نيست . تو خود جواب سؤ الت را بهتر مى دانى .
سپس بلال با يك قيافه جدى ادامه داد. آيا من براى امامت نماز تو اى ابوبكر چگونه مى توانم اذان بگويم در حاليكه اين كار تو نيست و لباس اين امر برازنده اندام تو نمى باشد.
ابوبكر گفت : اى بلال از اين مقوله سخن مگو و در اين مورد وارد بحث نشو ولى مى خواستم از تو خواهش كنم كه به مؤ ذنى خود ادامه دهى .
بلال در پاسخ اظهار داشت : اى ابوبكر من خيلى صريح و روشن مطلب را گفتم .
كه چشمان بلال نمى تواند كس ديگرى را جز آنكه خود تعيين فرمود. بر منبر پيامبر اسلام و در محراب رسول خدا ملاحظه نمايد.
ابوبكر كه تصميم داشت به هر طريقى است بلال را راضى نموده و به نفع خود باز بلال را مخاطب ساخته گفته : اى بلال من فكر مى كنم كه اگر در همين شهر باقى بمانى و مانند گذشته به فعاليت خود ادامه دهى براى تو بهتر و نيكوتر است و زندگانيت صورت مطلوب ترى به خود خواهد گرفت .
بلال اظهار داشت كه : اى ابوبكر تو از مطلوبيت زندگانى بحث مى كنى و آن را رخ من مى كشى . آخر بعد از محمد صلى الله عليه و آله زندگانى به چه درد من مى خورد و پس از رحلت آن وجود آن عزيز زندگى چه ثمرى در بر دارد كه مطلوب باشد

منبع:سایت دانلود بوک

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

سلمان فارسى (وفات 36 ق ) 
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: سلمان منا اهل بيت .
امام باقر عليه السلام مى فرمايد: عده اى با هم نشسته بودند و نسب خود را ياد مى نمودند و افتخار مى كردند كه سلمان نيز در ميان آنان حاضر بود. عمر به سلمان گفت : اى سلمان اصل و نسب تو چيست ؟
فقال سلمان انا سلمان بن عبدالله كنت ضالا فهد انى الله بمحمد صلى الله عليه و آله و كنت عائلا فاغنانى الله بمحمد صلى الله عليه و آله و كنت مملوكا فاعتقنى الله تعالى بمحمد صلى الله عليه و آله فهذا حسبى و نسبى يا عمر.
سلمان فرمود: من سلمان پسر عبدالله ، گمراه بودم كه خداوند بوسيله حضرت محمد صلى الله عليه و آله مرا هدايت كرد و بنده بودم كه خداوند بوسيله حضرت محمد صلى الله عليه و آله مرا آزاد فرمود، پس اى عمر اين است حسب و نسب من !
در روايتى آمده وقتى امام امير مؤ منان عليه السلام بر سر جنازه سلمان حاضر شد پارچه اى كه بر صورت سلمان بود برداشت . سلمان به صورت آن حضرت تبسمى كرد، امام عليه السلام فرمود: مرحبا يا ابا عبدالله اذا لقيت رسول الله صلى الله عليه و آله فقل له مامر على اخيك من قومك .
سلمان موعظه سودمند به جرير مى كند، مى فرمايد:
اى جرير نسبت به خدا فروتن باش ، زيرا هر كس كه براى خدا تواضع كند، روز قيامت مقام بلندى دارد. اى جرير ميدانى علت تاريكى و ظلمات قيامت چيست ؟
جرير گفت : نه
سلمان گفت : ظلم كردن به ديگران در دنيا سبب


بقیه ی مطالب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

سيد مجتبى نواب صفوى (شهادت 1334 ش ) 
در خواب ، جدم سيدالشهداء را ديدم كه بازوبندى به بازويم بست و روى آن نوشته شده بود: فدائيان اسلام .
وقتى مرحوم آيت الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى در نجف وفات مى كند به همين مناسبت عده اى از دولتمردان ايران براى عرض تسليت به مراجع نجف از طرف شاه راهى نجف مى شوند.
در يكى از مجالس كه فرستادگان شاه حضور دارند جناب نواب صفوى منبر رفته ضمن حمله شديد به دولت قوام السلطنه (نخست وزير وقت ) مى گويد:
چطور شما براى فوت يك نفر روحانى بزرگ به نجف آمده و به مقامات روحانى تسليت مى گوييد در حالى كه روحانى ديگرى همچون آيت الله سيد ابوالقاسم كاشانى را در ايران به جرم دفاع از اسلام به زندان افكنده ايد؟!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

آيت الله اراكى (وفات 1373 ش ) 
آيت الله راكى مى گويد: حضرت آقاى خمينى يك مدتى را در اراك بوده اند و در حوزه آنجا تحصيل مى كردند و حتى منبر مى رفته اند، من در آن مدت با ايشان آشنايى نداشتم ، اما آن وقتى كه در قم بوديم خوب آشنا شديم و يكى از هم صحبتهاى بنده بودند. گاهى اتفاق مى افتاد از منزل تا ميدان كهنه قم نزديك شاهزاده حمزه اين راه را به همراه هم طى مى كرديم و ضمن صحبتها و مباحثه ها بر مى گشتيم و اين مساءله بسيار اتفاق افتاد، با هم خيلى ماءنوس ‍ بوديم .
آن اوايل كه وارد قم شدم ايشان به من اظهار كرد شما يك درس تفسير صافى براى من بگوييد تفسير صافى با اصول و فقه و اصطلاحات ماءنوس ‍ نبودم چند شب تدريس كردم اما ديگر نرفتم ، ايشان هم اصرارى نكردند.
ايشان مرد بسيار جليلى است و شناختم او را جلالت ، بسيار مرد پاكى است ، پاك ، پاكى نفس دارد، پاكى ذاتى و درونى دارد و اين بر همه خلق معلوم شده است .
ما در مدت پنجاه سال كه با اين شخص بزرگ آشنا پيدا كرده ايم ، غير تقوا و ديانت و سخاوت و شجاعت و بزرگى نفس و بزرگى قلب و كثرت ديانت و جديت در علوم نقلى و عقلى و مقامات عالى بود... در او نيافتيم . اين مرد قد مردانگى علم كرد و در مقابل كفر ايستادگى كرد و دست غيبى هم با او همراهى كرد، به طورى كه محير العقول بود و هيچ خانه اى و هيچ زاويه اى از زواياى اين مملكت باقى نماند مگر كه گفته شد. مرگ بر شاه او جان در كف دست گذاشته است و در مقابل تبليغ قرآن و دين حنيف اسلام جانبازى مى كند. جان در كف گذاشته و حاضر بر شهادت شده است . خداوند يك قوه غريبى در اين مرد خلق فرموده كه به هيچ احدى نداده ، همچنين جراءتى ، چنين شجاعتى و ديدى به او داده است كه به احدى نداده ، او مانند جدش على بن ابى طالب عليه السلام است . يك چنين كسى كمياب است . كم نظير است و نظير ندارد. (
آيت الله راكى در تاءييد انقلاب اسلامى فرمودند: جماعت دنيا كه رئيس آنها آمريكا و شوروى است و سايرين كه دست بسته آنان هستند، همگى در يك طرف هستند و آقاى خمينى تنها... آقاى خمينى نيك نفسى است . جاى شك ندارد و هيچ غرضى در او جز ترويج دين نيست ... اين دو نفر، پدر و پسر (رضا شاه و محمد رضا شاه ) چه كارها كه كردند، مى خواستند اصل دين اسلام را به كلى از ريشه بكنند، مثل يزيد كه مى خواست به كلى ريشه دين را از بين ببرد. اگر نهضت حضرت سيدالشهداء عليه السلام نبود، الان من و شما كافر بوديم .
اشهد ان لا اله الا الله بين ما نبود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

آيت الله عطاء الله اشرفى اصفهانى (شهادت 1361 ش ) 
هر وقت پيشنهاد مى شد كه خانه اش را تعمير كند مى گفت :
اگر راست مى گوييد، برويد خانه فقرا را تعمير كنيد، و همين براى من بس ‍ است بسيارى از مردم در زير چادرها (در زمان جنگ ) آواره هستند و امام و رهبر من در جماران ، روى موكت زندگى مى كند، من چگونه اجازه بدهم كه خانه ام را تعمير و باز سازى كنيد!
وقتى در جبهه ها به آيت الله اشرفى پيشنهاد مى شود كه آقا جلوتر نرويد ممكن است دشمن ببيند و حادثه اى رخ دهد، مى گفت :
خون من كه از خون اين بچه ها بالاتر نيست ، بگذاريد شايد من هم در جبهه ها شهادت نصيبم گردد، شايد آن چيزى كه سالهاست به دنبال آن (شهادت ) هستم ، در جبهه ها پيدا كنم .
او مى گفت : يكى از توطئه هاى بزرگ دشمن اين است كه مى خواهد بين اقشار مختلف ، بيندازد، بين شيعه و اهل سنت و ديگر فرق مسلمين تفرقه بيندازد. ما بدون وحدت نمى توانيم جامعه و انقلاب اسلامى را به پيش ‍ ببريم . امروز مساءله مهم ، مساءله اتحاد و اتفاق بين برادران شيعه و برادران اهل سنت است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

آيت الله سيد محمد رضا گلپايگانى (وفات 1372 ش ) 
طلبه اى نقل مى كند كه يكسال بعد از رحلت آيت الله العظمى گلپايگانى خواب ديدم كه با گروهى به زيارت و ملاقاتش مى رويم منزل آقا بر بالاى يك كوه سرسبزى است كه بسيار هواى مناسب دارد.
وقتى بر بالاى كوه رسيديم ، گفتم من به نمايندگى همه شما مى روم اجازه ملاقات بگيرم ، رفتم وقت ملاقات گرفتم ، وارد به منزل شديم آقا را زيارت كرديم ، عرض كردم آقا حال شما چطور است ؟ فرمود: هم حالم خوب است و هم جايم خوب است . بعد رو كرد به يكى از آقازاده هايش فرمود: از اين مردم پذيرايى كنيد.
معظم له در تفسير آيه فاخلع نعليك انك بالواد المقدس الطوى اى موسى نعلين خود را در بياور كه تو در وادى مقدس طوى هستى .
فرمود: بعيد است كه مراد از فاخلع نعليك همان معناى ظاهر باشد. كه خداوند دستور مى فرمايد براى آمدن به وادى مقدس طوى كفش خويش ‍ در بياور. چون با توجه به اينكه حضرت موسى پيامبر بود بايد متوجه اين مطلب باشد. بلكه مراد اين است كه اى موسى براى وصول به قرب خداوندى خود را از نعلين جدا كن . و مراد از نعلين پست و پائين باشد. يعين چيزهاى پست و پائين را از قلب خويش بيرون كن و به آنها دل نبند. 

 آيت الله گلپايگانى فرموده بودند: روزى در صحن حضرت معصمومه عليها السلام مردى آمد و يك تومان به من داد (آن موقع مبلغ بسيار زيادى بود) خيلى بدهكار و مضطر بودم . در فكر اين بودم كه با اين پول مقدارى از بدهى هاى خود را پرداخت كنم . با خود حساب مى كردم كه كدام يك از طلبها اولى است كه اول پول او را پرداخت كنم . در اين فكر بودم كه مردى پيش من آمد گفت محتاج و فقير هستم و چيزى ندارم . من تصميم گرفتم پنج ريال از آن پول را به او بدهم . ايشان گفت به خدا قسم ديشب شام نداشتيم و بچه هايم گرسنه خوابيده اند. روى اين اساس من كل يك تومان را به ايشان دادم . با اينكه خودم محتاج و مضطر بودم و از آن به بعد گشايش ‍ عجيبى در كار ما ايجاد شد و يك عنايتى شد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

آيت الله سيد اسدالله مدنى (شهادت 1360 ش ) 
روزى به حرم امام حسين عليه السلام رفتم و در آنجا با ناله و زارى از امام خواستم كه جوابم را بدهد. پس از مدتى يك شب امام حسين عليه السلام را در خواب ديدم كه بالاى سرم آمد و دستى به سرم كشيد و اين جمله را فرمود: يا بنى اءنت مقتول يعنى اى فرزندم كشته مى شوى كه فرمايش ‍ امام جواب دو سؤ الى بود كه هميشه در ذهنم بود كه آيا واقعا من سيد هستم ؟ و ثانيا آيا شهادت نصيب من مى شود؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

علامه شيخ عبدالحسين امينى (وفات 1349 ش ) 
مى فرمايد: هر گاه پشت ميز مى نشستم كه الغدير را بنويسم مثل اينكه على عليه السلام را در كنار ميز مى ديدم كه مطالب را به من ديكته مى فرمود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

 دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات

مرحوم آقا سيد مهدى درچه اى (وفات 1364 ق ) 
در قحطى سال 1335 حدود بيست من آرد در منزل داشت بمحض اينكه آثار گرانى نمودار شد. همه آن آردها را فروخت . وقتى به او گفتند: لازم بود كه شما احتياط مى كرديد و حتى مقدار ديگرى هم مى خريديد. جواب داد: ترسيدم شبهه احتكار داشته باشد. خدا بزرگ است .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات

آخوند خراسانى (وفات 1329 ق ) 
تنها خوراك من فكر بودم . ولى قانع نبودم . هيچ گاه نشد كه گلايه كنم . شش ‍ ساعت بيشتر نمى خوابيدم . شبها بيدار بودم با ستارگان دوست شده بودم . خواب با شكم خالى بسيار مشكل است . دستگيرى نيازمندان : يكى از سخنرانان مذهبى كربلا كه از مخالفان مشروطه بود و همه جا عليه آخوند صحبت مى كرد، به علت بدهى تصميم گرفت خانه اش را بفروشد. مشترى خريد خانه را مشروط به امضاء و اجازه آخوند قرار داد. گر چه روى ديدن آخوند را نداشت اما شرمنده و ناچار نزد آخوند رفت و از او خواست تا به اين معامله راضى شود. آخوند چند كيسه ليره به او داد و گفت : شما جزو علماييد، من راضى نيستم كه در گرفتارى باشيد. با اين پول ، بدهى خود را بدهيد و خانه را بفروشيد. هر گاه به مشكلى برخورديد نزد من بياييد. واعظ كربلا از رفتار آخوند متنبه گشت و از آن پس ، از مريدان او شد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

آيت الله شيخ عبدالرحمن حيدرى اسلامى (وفات 1365 ش ) 
وقتى سپهبد مقدم رئيس دستگاه امنيت ايلام نامه اى را همراه يك جلد قرآن و يك ميليون تومان وجه براى آقاى حيدرى مى فرستد تا با اين بهانه بتواند جلوى حركت انقلابى مردم ايلام را بگيرد:
آيت ا... حيدرى با عبارتى كوتاه و محتوايى رسا نامه سپهبد مقدم را زير نويسى مى كند: بعد از سلام كلام الله بوسيده و بر ديده گذاشتم ، ولى از قبول اين گونه پولهايى كه تاكنون از بركت و توجهات ولى عصر (عج ) عادت ننموده ام ، معذرت مى خواهم . خداوند متعال ما و شماها را به حق و حقيقت و اسلام واقعى راهنمايى و از ظلم و ستم و خيانت به مسلمانان و دين مبين اسلام نگهدارى و محافظت فرمايد.(
در جاى ديگر مى فرمايد:
وقتى اصل ولايت فقيه مطرح شد، بنى صدر كه در صندلى جلوى من نشسته بود، به عقب برگشت و گفت : آقاى حيدرى ولايت فقيه ديگر چيست ؟ من به او گفتم تو نمى فهمى يعنى چه ! در وصيت نامه اش آمده است :
خدمت به اسلام و مسلمانان را در حد قوه و قدرتى كه داريد، ترك نكنيد و همواره پيرو رهبر عظيم الشاءن باشيد با او و فرامين آن حضرت (امام خمينى رحمه الله ) عمل كنيد كه سرافرازى دنيا و آخرتتان در اين است .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

حضرت آيت الله سيد رضا بهاء الدينى (وفات 1376 ش ) 
مى فرمايد اعتقاد به تقديرات الهى ، زمينه هاى خيرى براى انسانها فراهم مى كند بسيارى از حوادث كه اطراف ما مى گذرد موجب خير و صلاح است ، هر چند در ظاهر تلخ و ناگوار باشد.
كارها انجام مى شود و روزگار ميگذرد اما آن چه براى ما مى ماند نيات ماست . انسان در گرو نيات خويش است . مواظب باشيم نيت كار خلاف ،
حرف خلاف و انديشه خلاف نداشته باشيم .
فقر و تنگدستى اصلاح كننده طلبه است و عزت نفس و مناعت طبع امرى لازم و ضرورى براى اوست . تكامل در نتيجه فشار است . اگر پيشروى مى خواهيد بايد سختى بكشيد.
ما تجربه زيادى به دست آورده ايم و وجدان نموده ايم كه براى رهايى از مشكلات راههايى هست كه بهترين آنها را خود حبس كرده ايم و به كمك آنها به حاجت هايمان رسيده ايم . نذر كردن گوسفند براى فقرا، خواندن حديث كساء به طور پى در پى ، پرداخت صدقه و ختم صلوات .
اولين بارى كه ارواح علماى بزرگ سراغ ما آمدند، هنگامى بود كه از شدت روزه فشار سختى را تحمل مى كردم ، حتى افرادى چون امام خمينى ره توصيه به ترك روزه مى كردند اما آثار و بركاتشان بسيار بوده و علاقه فراوانى به آن ها نشان مى دادم .
به تهجد و نماز شب نيز عشق و علاقه اى زياد در خود احساس مى كردم ، به طورى كه خواب شيرين در برابر آن بى ارزش بود. اين شور و عشق به حدى بود كه گاهى خود به خود هنگام اقامه نماز بيدار مى شدم و در شبهايى كه خسته بودم ، دست غيبى مرا بيدار مى كرد. يادم هست در سال 1356 شمسى كه بيدار بودم و در اثر كسالت ضعف شديدى پيدا كردم ، بر آن شدم كه در آن شب تهجدم را تعطيل كنم . چون توان آن را در خود نمى ديدم ؛ اما در سحر همان شب حاج آقا روح الله خمينى رحمه الله را در خواب ديدم كه مى گويد: بلند شو و مشغول تهجد باش در آن شب به خاطر سخنان ايشان مشغول نماز شب شدم . آيت الله بهاء الدينى مى فرمايد:
با اخلاص بسيار و سوز فراوانى كه حاج آقا روح الله داشت . براى بنده روشن بود كه ائمه ، هميشه پشتيبان او خواهند بود. از اين رو تبليغات بعضى را براى مرجعيت افراد و قائم مقامى آنها، كارى پوچ و بى حاصل مى دانستم ، مى ديدم كه خدا در اين كار نظر ندارد و موفق نمى شوند. از همان زمان رهبرى را در آقاى خامنه اى مى ديدم . چرا كه ايشان ذخيره الهى براى بعد از امام بوده است . بايد او را در اهدافش يارى كنيم .
بايد توجه داشت كه مخالفت با ولايت فقيه كار ساده اى نيست . هنگامى كه ميرزاى شيرازى بزرگ مبارزه با دولت انگلستان را از طريق تحريم تنباكو آغاز كرد، يك روحانى با او مخالفت نمود. ميرزا، با شنيدن مخالفت او وى را نفرين كرد. همان نفرين باعث شد كه نسل او از سلك روحانيت محروم شوند. پسر جوانش جوانمرگ شد و حسرت داشتن فرزند عالم به دل او ماند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات

آيت الله سيد شهاب الدين مرعشى نجفى (وفات 1369 ش ) 
هيچگاه در سنين جوانى به دنبال تمايلات نفسانى نرفتم ، هميشه در پى تحصيل علم بودم ، به صورتى كه شبانه روز، بيش از چند ساعت نمى خوابيدم و هر كجا نشانى از استادى يا عالمى و يا جلسه درسى كه مفيد تشخيص مى دادم ، مى يافتم ؛ لحظه اى در رفتن به نزد آن استاد، عالم و جلسه درس درنگ نمى كردم .
در پاسخ نامه جمعى از طلاب مى فرمايد: چنانچه كرارا اينجانب عقيده خود را اظهار كرده ام ، باز هم به موجب اين سؤ ال عرض مى كنم كه حضرت آيت الله امام خمينى (دامت بركاته ) يكى از مراجع تقليد عالم تشيع هستند و از اساتيد روحانيت اسلام و از مفاخر عالم تشيع .
در وصيت نامه اش آمده است : كه سفارش مى كنم به اينكه لباس سياهى كه در ماههاى محرم و صفر مى پوشيدم با من دفن شود. به سجاده اى كه هفتاد سال بر روى آن نماز شب به جا آورده ام با من دفن شود.
به تسبيحى از تربت امام حسين عليه السلام ، كه با آن در سحرها به عدد آن استغفار كرده ام ، با من دفن شود.
به دستمالى كه اشكهاى زيادى در رثاى جدم حسين مظلوم و اهل بيت مكرم او ريخته و صورت خود را با آن پاك مى كردم بر روى سينه در كفنم بگذارند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

آيت الله ربانى شيرازى (شهادت 1360 ش ) 
فرزند مرحوم آيت الله ربانى شيرازى مى گويد:
روزى از روزها كه مثل هميشه در مغازه اش مشغول كار بود صداى داد و فريادى را شنيد نزديك رفت تا ببيند چه خبر است مشاهده كرد كه يكى از ماءموران رضا شاه وسط بازار با روحانى پيرمردى كه گويا به عمل پاسبانى در مورد كشيدن چادر از سر زن مسلمانى اعتراض كرده بود درگير شده است و پس از آنكه عمامه اش را از سرش برداشته او را به زمين كوفته و با مشت و لگد و ناسزا به جانش افتاده است .
آيت الله ربانى گفته است :
من با ديدن اين صحنه ، در يك لحظه ماجراهاى پيامبران در ذهنم مجسم شد و با خود گفتم كه پس معلوم مى شود كه اينها بر حق اند كه اينگونه با آنان رفتار مى شود و از همانجا اين احساس در من به وجود آمد كه بروم طلبه شوم .
بعد از رحلت آيت الله العظمى بروجردى شاه تصميم داشت كه تشكيلات روحانيت را به خارج از كشور ايران انتقال دهد.
مرحوم آيت الله ربانى با ديد وسعت بين گويد: چون خبر داشته كه شاه اقدامات ضد اسلامى خود را با وفات آيت الله بروجردى شروع مى كند لذا پس از وفات ايشان مدرسين را دعوت كردم و در منزل آقاى حرم پناهى و چند جاى ديگر و پيشنهاد انتخاب مرجع واحد را مطرح كردم و در مقام نظر خواهى پيشنهاد مرجعيت آقاى خمينى را دادم . در آن جلسه اين مطلب به ذائقه خيلى ها خوش نيامد و قبول ننمودند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

مرحوم آيت الله حاج سيد محمد هادى حسينى ميلانى (وفات 1354 ش ) 
وقتى در جريان زلزله كاخك و گناباد، عده كثيرى از طلاب حوزه علميه مشهد مقدس را جهت يارى رسانيدن به آسيب ديدگان و انجام وظايف شرعيه در گذشتگان به منطقه اعزام داشتند، به آنها گفتند:
مبادا اسمى از من بياوريد، شما فرستادگان حضرت بقيه الله (عج ) هستيد.
مرحوم آيت الله ميلانى بعد از تبعيد امام خمينى رحمه الله در سپيده دم روز 13 آبان سال 1343، نامه اى خدمت امام خمينى رحمه الله مرقوم داشته كه در قسمتى از آن چنين آمده است :
راه شما كه وارث انبياء عليهم السلام هستيد، همان راهى است كه خدا براى پيغمبران اولوالعزم و ائمه هدى عليهم السلام معين فرموده

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات

مرحوم آيت الله ميرزا محمد على شاه آبادى (وفات 1328 ش ) 
فرمود: خدايا تو شاهد باش كه من به علماى اعلام در نجف اشرف و قم و مشهد و اصفهان و ساير بلاد نوشتم و بر آنان ، حجت را تمام كردم ، و در اين ده شبانه روز هم اگر اين مرتبه را بگويم ، جمعا سى مرتبه گفته ام ، و براى اقشار مختلفه نيز اتمام حجت كردم كه اين (خطاب به رضا خان ) چار وادار با من دشمنى و عناد ندارد، اين با قرآن و اسلام مخالف است و چون من و امثال من را حامى و حافظ اسلام و قرآن مى داند مخالفت مى كند. اگر به او مهلت داده شود اسلام و قرآن را در اين مملكت از ريشه خشك خواهد كرد.
شيخ عارف آيت الله شاه آبادى به قول امام خمينى رحمه الله فرمودند:
شهادت به ولايت ولى الله تضمين در شهادت به رسالت مى باشد. زيرا كه ولايت ، باطن رسالت است .
هر وقت شاه گبر شد...!
نقل مى كند در زمان رضا خان ، زمانى قصد تعطيلى نماز جماعت مساجد را كردند. در مسجد جامع كه ائمه جماعت متعددى داشت ، هر يك از آن ها به دليلى نيامدند.
يكى به مسافرت رفت ، ديگرى به اصطلاح مريض شد اما آيت الله شاه آبادى براى نماز عازم مسجد شدند. در راه مسجد، يكى از مريدهاى آقا به ايشان مى گويد: در مسجد قزاق ها ريخته اند. آقا مى فرمايند: خب ، قزاق ريخته باشند! وارد مسجد مى شوند يكى از ماءمورين دولت با لباس شخصى جلو مى آيد و به آقا مى گويد: آقا مگر نمى دانيد نماز تعطيل است ؟ آقا در حالى كه حتى سرشان را بلند نكرده بودند كه او را نگاه كند، به او فرمودند: برو بگو گنده تر از تو بياد گفت : من بزرگتر هستم .
آقا فرمودند: اگر با تو حرف بزنم ، بعدا كس ديگرى نيست كه اعتراض كند؟ گفت : خير فرمودند: اينجا كجاست ؟ گفت : تهران فرمودند: به اين جا كه ايستاده اى و با تو صحبت مى كنم كجاست ؟ گفت : مسجد فرمودند: من كى هستم ؟ گفت پيشنماز، فرمودند: مملكت چه مملكتى است ؟ گفت : ايران فرمودند ايران دينش چيست ؟ گفت اسلام فرمودند: شاه چه دينى دارد؟ چون نمى توانست بگويد مخالف قرآن و نماز و اسلام است گفت شاه مسلمان است .
ايشان فرمودند: هر وقت شاه گبر شد و اعلام كرد كه من كافرم و يا يهودى و نصرانى هستم و بالاى سر اين مسجد ناقوس زدند. من كه پيشنماز مسلمانان هستم مى روم و در مسجد مسلمانان نماز مى خوانم . ولى مادامى كه اين جا ناقوس نزدند و شاه هم اعلام گبريت و كفر نكرده من پيشنماز مسلمانان بايد اين جا نماز بخوانم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

شيخ عباس قمى (وفات 1319 ش ) 
او صاحب 62 كتاب است ، كه معروف آنها مفاتيح الجنان و منتهى الآمال و سفينة البحار است .
روزى دو بانوى محترم كه ساكن بمبئى بودند حضور آن مرحوم مى رسند و اظهار تمايل مى كنند كه هر ماه مبلغ 75 روپيه به ايشان تقديم نمايند و ايشان از پذيرفتن آن خوددارى كرده و در مقابل اعتراض يكى از فرزندان خود مى گويد:
ساكت باش من همين مقدارى را هم كه الان خرج مى كنم ، نمى دانم فرداى قيامت چگونه جواب خدا و امام زمان (عج ) را بدهم در جواب اين مقدار هم معطل هستم ، چگونه بارم را سنگين تر كنم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

شيخ فضل الله نورى : وفات (1327 ق ) 
به مرحوم شيخ فضل الله پيشنهاد شد كه اجازه بدهيد پرچم هلند را كه كشور بى طرفى است بر بام خانه نصب كنيم تا در امان باشيم ، شيخ با تبسمى استهزاء گونه فرمودند: بايد پرچم ما را روى سفارتخانه بيگانه نصب كنند. چطور ممكن است كه صاحب شريعت به من كه مبلغ احكام هستم اجازه فرمايد: پناهنده به خارج از شريعت شوم .
بعد فرمود: آيا رواست كه من پس از هفتاد سال كه محاسنم را براى اسلام سفيد كرده ام حالا بيايم زير پرچم بيگانه بروم .

دست حق در دست مى آمد روان بر پاى دار

 

تا بلند، آوازه سازد بعد از اين آواى دار

 

آن كه در آيينه انديشه مى بيند خداى

 

كى كند انديشه از رنج توانفرساى

نظر امام خمينى ؛ درباره آيت الله شيخ فصل الله نورى :
لكن راجع به همين مشروط و اين كه مرحوم شيخ فضل الله رحمه الله ايستاد كه مشروط بايد مشروعه باشد بايد قوانين موافق اسلام باشد، در همان وقت كه ايشان اين امر را فرمود و متمم قانون اساسى هم از كوشش ‍ ايشان بود، مخالفين ، خارجيها كه يك همچو قدرتى را در روحانيت مى ديدند، كارى كردند در ايران كه شيخ فضل الله مجاهد مجتهد داراى مقامات عاليه را، يك دادگاه درست كردند و يك نفر منحرف روحانى نما او را محاكمه كرد و در ميدان توپخانه شيخ فضل الله را در حضور جمعيت به دار كشيدند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

مرجع عالیقدرمرحوم  حضرت ایت الله العظمی سيد ابوالحسن اصفهانى (وفات 1325 ش ) 
يكى از صفات برجسته ايشان صبر و بردبارى حيرت انگيز او است ، از شهيد حاج آقاى مصطفى خمينى نقل است كه گفته بودند! من كسى را صبورتر از مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن اصفهانى نمى شناسم ! زيرا كه آن مرجع عاليقدر در اوج مبارزاتش عليه سياست انگلستان در يك روز پرهمهمه به نماز مى ايستد و در پشت سر او پسرش مرحوم سيد حسن شهيد مى ايستد و پشت سر آنها هزاران تن از مسلمانان نماز مى ايستند در ركعت دوم نماز در حال سجده بودند كه ناگهان فريادى بلند شد. سيد حسن فرزند آقا را كشتند و بلافاصله صفهاى نماز از هم پاشيد ولى آن مرجع بزرگ همچنان نمازش را ادامه داد و آن را به پايان رسانيد و آنگاه سر برگردانيد. و با منظره هولناكى روبرو شد و او ديد سر فرزند دلبندش را خائنى به نام على اردهالى گوش تا گوش بريده است فقط سه بار فرمودند لا اله الا الله و بالاتر اينكه قاتل پسرش را هم عفو نمودند.
سفير انگليس به ملاقات آن مرجع با اصرار زياد مى رسد بعد اظهار مى دارد كه حكومت بريتانيا سلام و تحيات فراوان خود و ملت خود را به ساحت مقدس آن حضرت تقديم مى كند و معروض مى دارد دولت انگلستان در جنگ جهانى دوم نذر نمود. چنانكه جرمت (آلمان ) را در جنگ شكست داد مبلغى را به شكرانه اين پيروزى بر معابد و همچنين به رهبران دينى بزرگ جهان تقديم نمايد اكنون كه بريتانيا پيروزى مورد نظر خود رسيد در صدد وفاء به نذر خود برآمده است بعد از پايان صحبت سفير، آن مرجع بزرگ لحظه اى درنگ فرمودند: مانعى ندارد علماى حاضر در مجلس از موافقت غير منتظره سيد در شگفت شدند.
سفير بسيار خوشحال شد فورا چكى به مبلغ يكصد هزار دينار عراقى برابر با دو ميليون تومان صادر كرده به سيد تقديم كرد اما سيد پس از دريافت چك و اطلاع از مبلغ مندرج در آن فورا كاغذ كوچكى را كه در مقابلش بود برداشته و مبلغ صد هزار دينار عراقى را حواله نمود. و ضميمه چك تقديمى دولت انگلستان كرد كه جمعا چهار ميليون تومان شد.
آنگاه فرمود: به اطلاع من رسيده كه در اين جنگ اكثر لشگريان بريتانيا از مسلمين هند بوده اند كه همه شان در جريان آن كشته شده اند و از آنان جز يك مشت زن و بچه بى سرپرست و آواره چيزى باقى نمانده است من به حكم مسئوليت اسلامى بر خود وظيفه مى دانم كه اين ستم ديدگان بى گناه را هرگز فراموش نكنم و اين مبلغ را در ميان آنان تقسيم مى كنيم .

لینک مرتبط.مطلب مرتبط :نامه های نورانی امام زمان به مرحوم حضرت ایت الله العظمی ا سید ابوالحسن اصفهانی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

منبع:

نام كتاب : طعم خوب بندگى

نكته هايى از بزرگان علم و دين

مؤ لف :غلامحسن اسدى ملا محله اى

سایت :دانلود بوک

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم برهمه دم بر گل رخسار محمد صلوات

سفارش به جوانان‏

حضرت صادق(ع) براى اصلاح جوانان توصيه‏هاى مهم و كارسازى دارند كه به نمونه هايى اشاره مى‏شود:
الف. ايشان در حديثى مى‏فرمايند:«يا معشر الاحداث اتّقوا اللّه و لاتأتوا الرّؤساء دعوهم حتّى يصيروا أذناباً لاتتّخذوا و الرّجال و لائج من دون اللّه انا و اللّه خيرٌ لكم منهم ثمّ ضرب بيده الى صدره؛(16) اى گروه جوانان! تقوا پيشه كنيد و نزد رئيسان نرويد. رهايشان كنيد تا زمانى كه از رياست بيفتند. مردان (شخصيّتهاى برجسته) را به جاى خداوند دوست همراز مگيريد. به خدا سوگند! من برايتان بهتر از آنان هستم. آن گاه با دست بر سينه‏اش زد(يعنى به جاى ما به دنبال رهبران ستمكار نرويد).»

در اين حديث گرانسنگ حضرت به چند نكته اشاره نموده‏اند:
1- تقوا و پاكى را پيشه سازيد.
2- به دنبال رؤسا و مقام داران نباشيد.
3- شخصيت زده نشويد.
4- ما را در زندگى رها نكنيد كه از هر نظر مصالح شما را تأمين مى‏كنيم.
ب. آن حضرت در جاى ديگر، سخنان لقمان به فرزند جوانش را به عنوان سفارش به جوانان نقل نموده است. آنجا كه مى‏فرمايد: «يا بنىّ ايّاك و الضّجر و سوء الخلق و قلّة الصّبر فلايستقيم على هذه الخصال صاحب و الزم نفسك التّؤدة فى امورك و صبّر على مؤونات الاخوان نفسك و حسّن مع جميع النّاس خلقك؛(17) فرزندم! بپرهيز از گرفتگى و بد خُلقى و ناشكيبايى، چرا كه با اين خصلتها، دوستى استوار نمى‏ماند. آرامش و وقار را در كارهايت حفظ كن و خود را بر هزينه كردن براى برادران وادار و با تمام مردم اخلاقت را نيكو ساز.»

منبع:http://www.shareh.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

زمينه‏گاه در جوانى‏

راز اينكه امامان ما اين همه بر امر ازدواج تأكيد داشته‏اند، اين است كه با توجه به اينكه شهوت جنسى در دوران جونى در اوج خود قرار دارد، زمينه گناهان ناشى از آن بيشتر است و با عدم ازدواج، احتمال آلودگى به گناهان بيشتر است.
امام صادق(ع) فرموده‏اند: «وقتى يوسف با همسر سابق عزيز(مصر) ازدواج كرد، او را باكره يافت. به وى گفت: چه چيزى تو را بر آن كار (زشت كه قبلاً نسبت به من كردى) واداشت؟
گفت: سه خصلت: جوانى، ثروت و اينكه همسر نداشتم.(يعنى پادشاه ناتوانى جنسى داشت)(15) اين حديث نشان مى‏دهد كه يكى از عوامل انحرافات جنسى، عدم ارضاء صحيح ميل جنسى در دوران جوانى است.
حضرت صادق(ع) در جاى ديگر فرموده‏اند: «روز قيامت، زنى زيبا آورده مى‏شود كه به خاطر زيبايى‏اش فريب خورده است. زن مى‏گويد: خدايا! مرا زيبا آفريدى و گرفتار شدم. مريم آورده مى‏شود و گفته مى‏شود تو زيباترى يا اين؟او را زيبا قرار داديم و فريفته نشد. و نيز مرد(جوان و) زيبايى آورده شود كه به خاطر زيبايى‏اش (در دوران جوانى) فريفته شده است و مى‏گويد:پروردگارا! مرا زيبا آفريدى و چنين گرفتار زنان شدم. در اين هنگام يوسف(ع) آورده مى‏شود و به وى گفته مى‏شود: تو زيباترى يا اين؟ او را زيبا قرار داديم و فريفته نشد

منبع:شبکه ی اطلاع رسانی شارح

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات

جوان و ازدواج‏

از مهم‏ترين دغدغه‏هاى دوران جوانى، مسئله ازدواج است. هر جامعه كه امر ازدواج جوانها را به خوبى و سادگى حل نموده، كم‏تر دچار انحرافات است. و هر جامعه‏اى كه نسبت به اين امر بى‏تفاوت بوده، ضربه‏هاى سختى از ناحيه انحرافات جنسى جوانان خورده است، به همين سبب، پيامبراكرم(ص) و امام معصوم(ع) طرحها و راهكارهاى مفيدى براى اين مسئله انديشيده‏اند.
پيامبراكرم(ص) فرموده‏اند: «هر جوانى كه در سنّ كم ازدواج كند، شيطان فرياد بر مى‏آورد كه «واى بر من! واى بر من! دو سوّم دينش را از دستبرد من مصون نگه داشت.» پس بنده در يك سوّم باقى مانده، تقواى الهى پيشه سازد.»(13)
حضرت صادق(ع) نيز بر اين امر به عنوان يك راهكار مهم تأكيد دارند، آنجا كه مى‏فرمايند: «جوانى از انصار به نزد پيامبر(ص) آمد و از نيازمندى‏اش نزد ايشان شكوه كرد. پيامبر(ص) به وى فرمود:«ازدواج كن!»
جوان گفت: خجالت مى‏كشم بار ديگر نزد پيامبر(ص) باز گردم (و بگويم كه با دست خالى چگونه ازدواج كنم؟!) آن گاه مردى از انصار به وى رسيد و گفت: دخترى زيبا دارم. پس آن را به ازدواج آن جوان درآورد. از آن به بعد، خداوند در زندگى او گشايشى ايجاد كرد. جوان نزد پيامبر آمد و داستان را باز گفت. آنگاه پيامبر خدا(ص) فرمود: اى جوانان! بر شما باد به ازدواج.»(14)
اين دسته از احاديث، اين حقيقت را ثابت مى‏كند كه در ازدواج، داشتن تمكّن مالى شرط نيست، بلكه حتى ممكن است ازدواج سبب تمكّن مالى نيز شود

منبع:شبکه ی اطلاع رانی شارح

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

جوان و خوش اخلاقى‏

اخلاق نيك براى همه لازم، مفيد و مثمر ثمر است، چنان كه امام صادق(ع) مى‏فرمايند: «حسن الخلق من الدّين و هو يزيد فى الرّزق؛(11) خوش خلقى بخشى از دين است و روزى را افزون مى‏كند
اما اين امر براى جوان زيباتر، مفيدتر و لازم‏تر است. ايشان در جاى ديگرى چنين مى‏فرمايند كه هرگاه ورقة بن نوفل بر خديجه دختر خويلد وارد مى‏شد، به وى چنين سفارش مى‏كرد: «اعلمى أنّ الشّاب الحسن الخلق مفتاحٌ للخير مفلاقٌ للشّر؛(12) بدان كه جوان خوش اخلاق، كليد خوبيها و قفل بديها است

منبع:شبکه ی اطلاع رسانی شارح

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

همراهى با پدر

از امورى كه حضرت صادق(ع) در مورد جوانان سفارش نموده‏اند، اين است كه آنها نبايد همراهى پدر را رها كنند. خصوصاً در اين دوران كه دوستان ناباب و دزدان فكر و ايمان فراوان‏اند كه بر ضرورت اين كار مى‏افزايد، چرا كه پدر دلسوز هميشه مواظب است كه خطر انحراف جوانش را تهديد نكند.
حضرت صادق(ع) فرموده‏اند: «دع ابنك يلعب سبع سنين و يؤدّب سبع سنين و الزمه نفسك سبع سنين؛(10) بگذار فرزندت هفت سال بازى كند (و آزاد باشد) و هفت سال تربيت شود و هفت سال او را با خود همراه بدار

منبع:شبکه ی اطلاع رسانی شارح

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

آثار عبادت در جوانى

عبادت در هر سنّ و سالى، آثار گرانسنگى دارد، امّا در جوانى آثار و بركات ويژه‏اى به همراه خواهد داشت.
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمودند: پيامبر خدا، نماز صبح را با مردم خواند. سپس جوانى را در مسجد ديد كه از شدّت بى‏خوابى سر مى‏جنباند. رنگش زرد بود، جسمش لاغر و چشمانش در كاسه سر فرو رفته بود. پيامبر(ص) به وى فرمود: جوان! چگونه صبح كردى؟
گفت: اى پيامبر! با يقين صبح كردم.پيامبر(ص) از سخنش شگفت زده شد و فرمود: هر يقينى حقيقتى دارد. حقيقت يقين تو چيست؟ گفت: اى پيامبر! يقين من همان است كه مرا اندوهگين ساخته و شبها بيدار نگاهم داشته و روزها (با روزه‏دارى) تشنه‏ام كرده است. خود را از دنيا و آنچه در آن است، رها ساختم. گويا بر عرش پروردگارم مى‏نگرم كه براى رستاخيز برپا شده، و مردم براى حسابرسى از قبرها سر برآورده‏اند و من در ميان آنانم.
پيامبر خدا به يارانش فرمود: او بنده‏اى است كه خداوند دلش را به نور ايمان روشن ساخته است. سپس فرمود: آنچه دارى نگهدار!
جوان گفت: اى رسول خدا!برايم دعا كن كه همراه تو به شهادت نايل آيم!
پيامبر(ص) برايش دعا كرد. چيزى نگذشت كه در يكى از جنگهاى پيامبر شركت جست و پس از به شهادت رسيدن نه نفر، به شهادت رسيد و او دهمين نفر بود.»

منبع:شبکه ی اطلاع رسانی شارح

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

جوان و عبادت‏

بهترين دوران براى رشد معنوى و بالندگى روح انسان، دوران جوانى است. انبياى بزرگوار كه لياقت دريافت وحى و افتخار رسيدن به نبوت را پيدا كردند، بر اثر عبادتهاى دوران جوانيشان بود.پيامبر اكرم(ص) فرموده‏اند: «خداوند بزرگ به جوان عبادت پيشه، نزد فرشتگان افتخار مى‏كند، در حالى كه مى‏فرمايد: بنده‏ام را بنگريد! براى من خواسته‏هاى نفس خود را كنار نهاده است.»(6)
حضرت صادق(ع) نيز بر اين امر تأكيد نموده است، آنجا كه فرمود: «انّ أحبّ الخلائق الى اللّه تعالى شابٌّ حدث السّنّ فى صورةٍ حسنةٍ جعل شبابه و ماله فى طاعة اللّه تعالى ذاك الّذى يباهى اللّه تعالى به ملائكته فيقول عبدى حقّاً؛(7) به راستى كه دوست داشتنى‏ترين مردم نزد خداوند، جوان كم سال و خوش سيمايى است كه جوانى و زيبايى‏اش را در راه فرمانبرى از خداوند بزرگ قرار داده است. آنكه خداوند بزرگ به وى نزد فرشتگان افتخار مى‏كند و مى‏فرمايد اين بنده حقيقى من است.»
امام صادق(ع) كه بيش از ديگران به سخنان خويش عمل مى‏كرد، در جوانى اهل بيش‏ترين عبادت بود. ايشان مى‏فرمايند: «اجتهدت فى العبادة و انا شابٌّ فقال لى أبى يا بنىّ دون ما أراك تصنع فانّ اللّه عزّ وجلّ اذا أحبّ عبداً رضى عنه باليسير؛(8) در جوانى بسيار در عبادت مى‏كوشيدم. پدرم به من فرمود: فرزندم! از آنچه انجام مى‏دهى، كم كن، زيرا خداوند عزيز و جليل اگر بنده‏اى را دوست بدارد، با عبادت كم هم از او خشنود مى‏گردد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

جوان و كسب دانش‏

فراگيرى دانش در جوانى همچون نقشى است بر سنگ كه تا پايان عمر، انسان را همراهى مى‏كند، از اينرو هر كس هرچه دارد، از جوانى دارد، به همين سبب است كه پيشوايان دينى سخت بر اين مسئله سفارش كرده‏اند كه در جوانى دنبال علم و دانش باشيد.
در كلام الهى نيز دوره جوانى، دوره منحصر به فردى است. آنجا كه در قرآن كريم مى‏فرمايد: «و لمّا بلغ أشدّة و استوى آتيناه حكماً و علماً؛(3) چون به حدّ رشد و كمال خويش رسيد، به او علم و حكمت عطا كرديم.»
امام صادق(ع) در تفسير آن فرموده‏اند: «اشدّه ثمانى عشرة سنةٌ و استوى التحى؛(4) اشدّ يعنى هجده سالگى و استوى يعنى ريش درآورد.»
امام صادق(ع) مى‏فرمايند: «لست احبّ ان ارى الشّابّ منكم الّا غادياً فى حالين امّا عالماً او متعلّماً فان لم يفعل فرّط و ان فرّط ضيّع فان ضيّع اثم و ان اثم سكن النّار والّذى بعث محمّداً بالحقِّ؛(5) دوست ندارم جوانان شما را جز در دو حالت ببينم: دانشمند يا دانشجو. اگر (جوانى) چنين نكند، كوتاهى كرده و اگر كوتاهى كرد، تباه ساخته و اگر تباه ساخت، گناه كرده است و اگر گناه كند، سوگند به آنكه محمد(ص) را به حق برانگيخت، دوزخ جايگاه او خواهد شد.»
به همين سبب است كه جوانان بايد از عمر خويش استفاده كافى ببرند تا بعداً پشيمان نگردند

منبع:شبکه ی اطلاع رسانی شارح

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات

 هدایت جوانها

بعد از اينكه پدر محمد بن عبداللّه بن حسن در دوران عباسيان به شهادت رسيد و او دست به قيام زد و مردم را به سوى حق دعوت نمود، حضرت امام صادق(ع) به عنوان راهنمايى به او فرمود: «يا ابن اخى عليك بالشّباب ودع عنك الشّيوخ؛(1) اى فرزند برادرم! جوانان را درياب و پيران را رها كن!»
امام صادق(ع) در روايات ديگر نيز اين مسئله را بيان نموده‏اند كه جوانها زودتر حرف حق را مى‏پذيرند و به سوى خير و نيكى مى‏شتابند و آمادگى بيشترى دارند. از جمله، از اسماعيل بن عبدالخالق چنين نقل شده است كه من شنيدم حضرت صادق(ع) از ابوجعفر اَحوَل مى‏پرسيد: به بصره رفتى؟ گفت: بلى، فرمود: «اقبال مردم را به امامت و ورود آنان را به اين مرام چگونه يافتى؟ گفت: به خدا سوگند كه شيعيان اندك‏اند و تلاشهايى كرده‏اند، امّا آن هم اندك است.
آن‏گاه (امام صادق(ع) به او) فرمود: «عليك بالاحداث فانّهم اسرع الى كلّ خيرٍ؛(2) بر تو باد به جوانان(و به دنبال آنها رفتن) كه آنان در (پذيرش) هر نيكى و خيرى با شتاب ترند.»
تجربه پيروزى انقلاب اسلامى و حضور جوانان در صحنه‏هاى مختلف، و جذب شدن آنان به اسلام و انقلاب و روحانيت و رهبرى انقلاب، و همين طور حضور تمام عيار جوانان در صحنه‏هاى مختلف جنگ تحميلى، دوران سازندگى و پيشرفتهاى علمى، مهر تأييدى است بر مضامين احاديثى كه مطرح گشت

منبع:شبکه ی اطلاع رسانی شارح

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

 دم به دم برهمه بر گل رخسار محمد صلوات

مراتب مراقبه
اوّل درجه مراقبه اينست كه سالك از محرّمات اجتناب كرده و تمامى واجبات را اتيان كند، و در اين دو امر به هيچ وجه من الوجوه مسامحه نورزد.
دوّم درجه، آنست كه مراقبه را شديد نموده و سعى كند هر چه مى‏كند براى رضاى خدا باشد و از امورى كه لهو و لعب ناميده مى‏شود اجتناب نمايد. و چون در اين مرتبه اهتمام نمود براى او تمكّن پيدا مى‏شود كه ديگر خود را نباخته و اين خوددارى در او به سر حدّ ملكه برسد.
سوّم درجه، آنست كه پروردگار جهان را پيوسته ناظر خود ببيند، و كم‏كم اذعان و اعتراف مى‏نمايد كه خداى متعال در همه جا حاضر و ناظر و نگران همه مخلوقات است. و اين مراقبه در تمام حالات و در همه اوقات بايد رعايت شود.
چهارم درجه، مرتبه‏اى است از اين عالى‏تر و كامل‏تر و آن اينست كه خودش خداى را حاضر و ناظر ببيند و به طور اجمال مشاهده جمال الهى نمايد. و اشاره به اين دو مرتبه اخير از مراقبه است وصيّت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به ابى ذرّ غفارى رضوان الله عليه: اعبد الله كأنّك تراه، فان لم تكن تراه فانّه يراك. «خداى را چنان عبادت كن مثل آنكه گوئى تو او را مى‏بينى و اگر نمى‏توانى او را ببينى او را طورى عبادت كن كه بدانى او ترا مى‏بيند». بنابراين عبادت در مرحله‏اى كه خدا او را مى‏بيند پائين‏تر است از مرتبه‏اى كه او خدا را مى‏بيند.
چون سالك بدين مرتبه رسد براى آنكه بتواند به كلّى اغيار را از ذهن خود خارج كند بايد نفى خاطر را در ضمن يكى از اعمال عباديّه به جاى آورد، چه جايز نيست در شرع مقدّس توجّه به سنگ يا چوب كند زيرا اگر در همان لحظات توجّه، مرگ او را دريابد چه جواب خواهد گفت؟ امّا نفى خواطر در ضمن ذكر و با حربه ذكر، عبادت است و ممدوح شرع و بهترين طريق آن توجّه به نفس است كه اسرع طرق است براى نيل به مقصود، چه توجه به نفس ممدوح و مقبول شرع انور است . طريق توجّه به نفس طريقه مرحوم آخوند ملا حسين قلى بوده است و شاگردان ايشان همه طريق معرفت نفس را مى‏پيموده‏اند كه ملازم معرفت ربّ خواهد بود.

منبع:سايت بلاق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

بيست و سوم و بيست و چهارم و بيست و پنجم: نفى خواطر و ذكر و فكر
و اين سه مرحله از مهمّات وصول به مقصد است، و اكثر افرادى كه از راه بازمانده و نتوانسته‏اند به مقصد برسند توقّفشان در يكى از اين سه مرحله بوده است و در همانجا يا توقّف نموده و يا دستخوش هلاكت و بوار گشته‏اند، چه خطرات اين منازل عبارت است از عبادت اصنام و اوثان«» و كواكب و آتش و گاه زندقه و فرعونيّت و دعواى حلول و اتّحاد و نفى تكليف و اباحه و امثال آن. و البتّه به همه آنها اشاره خواهد رفت ولى فعلا حلول و اتّحاد را كه از خطرات مهمّ است به طور اجمال بيان مى‏كنيم و آن براى سالك از صاف نمودن ذهن به وسيله نفى خواطر پيدا خواهد شد.
چون سالك هنوز از وادى اسم و رسم بيرون نرفته است لهذا العياذ بالله ممكن است در اثر تجلّى صفاتيّه يا اسمائيّه چنين تخيّل كند كه الله با خوديّت و شخصيّت او متّحد است،


بقیه ی مطالب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

بيست و دوم: ورد
و آن عبارت است از اذكار و اوراد لسانيّه. و كيفيّت و كمّيّت آن منوط به نظر استاد است، چه آن حكم دوائى را ماند كه بعضى را نافع و ديگرى را مضرّ است. و گاه اتّفاق مى‏افتد كه سالك به دو ذكر مشغول مى‏شود كه يكى او را به كثرت توجّه مى‏دهد و ديگرى به وحدت، و در صورت اجتماع، نتيجه هر دو خنثى مى‏گردد و نتيجه‏اى عائد نمى‏شود. البتّه اذن استاد شرط در اورادى است كه اذن عامّ در آن داده نشده است و امّا در آنچه اذن عامّ داده شده اشتغال به آن مانعى ندارد.
ورد بر چهار قسم است: قالبى و خفى، و هر يك يا اطلاقى است و يا حصرى. و اهل سلوك را به قالبى اعتنائى نيست زيرا ذكر قالبى عبارتست از تلفّظ به زبان بدون التفات به معنى، و در واقع لقلقه لسان است و چون سالك در جستجوى معناست نه چيز ديگرى لذا ذكر قالبى براى او مفيد فائده نخواهد بود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

بيست و يكم: شيخ و استاد
و آن بر دو قسم است: استاد عامّ، و استاد خاصّ. استاد عامّ آنست كه بخصوصه مأمور به هدايت نباشد و رجوع به او از باب رجوع به اهل خبره در تحت عموم فَسْئَلُوا اهْلَ الذِّكْرِ انْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ36 بوده باشد. و لزوم رجوع به استاد عامّ فقط در ابتداى سير و سلوك است وقتى كه سالك مشرّف به مشاهدات و تجلّيات صفاتيّه و ذاتيّه شد ديگر همراهى او لازم نيست. و اما استاد خاصّ، آنست كه بخصوصه منصوص به ارشاد و هدايت است و آن رسول خدا و خلفاى خاصّه حقّه او هستند. و سالك را در هيچ حالى از احوال از مرافقت و همراهى استاد خاصّ گريزى نيست اگر چه به وطن مقصود رسيده باشد. البتّه مراد


بقیه ی مطالب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد بر علی شیر خدا ساقی کوثر صلوات

بيستم: كتمان سرّ
و اين از شرائط بسيار مهمّ سلوك است و بزرگان طريق در اين شرط اهتمام بسيار نموده و به شاگردان خود سفارش‏هاى مهمّ نموده و توصيه را به حدّ مبالغه رسانيده‏اند، خواه در عمل و اوراد و اذكار باشد و خواه در واردات و مكاشفات و حالات، حتّى در مواردى كه تقيّه غير ممكن و افشاء سرّ نزديك مى‏گردد توريه را از لوازم و دستورات شمرده‏اند و حتّى آنكه اگر كتمان سرّ مستلزم ترك عمل و ورد است بايد دست از عمل بردارد
در اثر تقيّه و كتمان سرّ، مصائب و شدائد به مقدار معتنابهى پائين مى‏آيد و ترك تقيّه موجب كثرت فتن و بلايا و مصائبى است كه بر سالك روى آور مى‏شود، و علاوه هنگام بروز مشكلات با تحمّل و صبر بايد قدم در راه نهاد و پيروز شد:. و لهذا ديده مى‏شود كه همين مردمى كه در خانه‏هاى خود از بريدن دستشان گريان مى‏شوند در ميدان جهاد و مبارزه با دشمنان دين از قطع شدن دست و پا و ساير جوارح و اعضاء هيچگونه بيمى نداشته و در خود ضعف و هراسى احساس نمى‏نمودند. روى اين قاعده كلّيّه أئمّه طاهرين - صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين - در كتمان اسرار توصيه‏هاى فراوان و سفارش‏هاى عجيبى فرموده‏اند حتّى ترك تقيّه را از گناهان بزرگ به شمار آورده‏اند.
«آيا مى‏توان خدا را در قيامت ديد؟ چون اشاعره عقيده دارند كه خدا را در قيامت و سراى دگر همه مردم مى‏بينند البتّه به نحو تجسّم - تعالى الله عمّا يقول الظّالمون علوّا كبيرا - حضرت فرمودند: در اين دنيا هم مى‏توان ديد همانطور كه الآن در اين مجلس خودت خدا را ديدى. ابو بصير عرض كرد: يابن رسول الله اجازه مى‏فرمائيد اين را براى دگرى نقل كنم؟ حضرت فرمودند: نقل مكن زيرا مردم نتوانند حقيقت آن را ادراك نمايند و لهذا گمراه مى‏شوند».

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

نوزدهم: احتراز از لذائذ
و مشتهيات به قدر استطاعت، و اكتفا به آنچه قوام بدن و حيات به آنست.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

هجدهم: مبالغه در تضرّع و مسكنت و خاكسارى و بكاء.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

۱۷:دائم الطهارت
و آن عبارت است از دوام وضوء و اغسال واجبه و غسل جمعه و ساير اغسال مستحبّه حتّى الإمكان.
هجدهم: مبالغه در تضرّع و مسكنت و خاكسارى و بكاء

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

شانزدهم: سحر

و آن بيدارى سحر است به قدرى كه طبيعت سالك را طاقت باشد. و در مذمّت خواب سحرگاه و مدح عادت به بيدارى آن موقع است

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

پانزدهم: خلوت
و آن بر دو گونه است: خلوت عامّ، و خلوت خاصّ.
خلوت عامّ عبارتست از كناره‏گيرى و عزلت از غير اهل الله خصوصا از صاحبان عقول ضعيفه از عوام مردم مگر به قدر ضرورت: و امّا خلوت خاصّ عبارت است از دورى از جميع مردم. و اگر چه آن در همه عبادات و اذكار خالى از فضيلت نيست و ليكن در طايفه‏اى از اذكار كلاميّه بلكه در جميع آنها در نزد مشايخ راه، شرط است و در آن چند امر معتبر است:
خلوت و دورى از محلّ ازدحام و غوغا و استماع هرگونه صداى مشوّش حال. و ديگر حلّيّت مكان و طهارت آن حتّى السّقف و الجدران، و بايد به اندازه‏اى كوچك باشد كه فقط گنجايش يك نفر را بيشتر نداشته باشد و سعى شود كه از زخارف دنيويّه در آن هيچ نباشد چون كوچكى خانه و نبود اثاث البيت در آن باعث تجمّع حواس مى‏گردد.
شخصى از جناب سلمان - رضى الله عنه - تقاضا نمود كه اجازه فرمائيد منزلى براى شما بنّائى كنم، چه تا آن زمان براى خود خانه بنّائى نكرده بود. جناب سلمان اجازه نداد، عرض كرد: مى‏دانم كه چرا اجازه نمى‏دهى، سلمان گفت: بگو علّتش چيست؟ آن شخص عرض كرد: علّت آنست كه شما مى‏خواهيد خانه‏اى كه طول و عرضش به اندازه شما باشد من بسازم و اين خانه ميسور نيست. سلمان فرمود: آرى راست گفتى. سپس آن مرد اجازه گرفت كه چنين خانه‏اى براى او درست كند و درست نمود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

چهاردهم: جوع و كم خورى
به اندازه‏اى كه باعث بر ضعف نگردد و احوال را مشوّش ندارد. : الجوع ادام المؤمن، و .  ‏زيرا گرسنگى موجب سبكى و نورانيّت نفس مى‏گردد و فكر در حال گرسنگى مى‏تواند به طيران درآيد. غذاى زياد خوردن و سير بودن، نفس را ملول و خسته و سنگين مى‏كند و از سير در آسمان معرفت باز مى‏دارد. صوم و روزه از عبادات بسيار ممدوح است، و در روايت معراجيّه كه خطاب و تكلّم خدا با حبيبش رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بيان مى‏شود و مصدّر به «يا احمد» است و در «ارشاد» ديلمى و هفدهم «بحار الأنوار» مفصّلا مذكور است، خطابات عجيبى در باره جوع دارد و مزاياى اين امر را در سير و سلوك به طرز شگفت‏انگيزى بيان مى‏كند. مرحوم استاد قاضى - رضوان الله عليه - روايتى غريب در باره جوع بيان مى‏فرمود و محصّلش آنكه:
«در زمان انبياء سلف سه نفر رفيق گذرشان به ديار غربت افتاد، شب فرارسيد، هر يك براى تحصيل غذا به نقطه‏اى متفرّق شدند ليكن با يكديگر ميعاد نهادند كه فردا در وقت معيّن در آن ميعادگاه يكديگر را ملاقات كنند، يكى از آنها ميهمان بود و ديگرى به ميهمانى شخصى درآمد و چون سوّمى جائى نداشت با خود گفت به مسجد مى‏روم و ميهمان خدا مى‏شوم، و تا صبح در آنجا به سر برد و همچنان گرسنه باقى بود. صبحدم در ميعاد خود هر سه نفر حضور يافتند و هر يك سرگذشت خود را بيان كردند. از جانب خداى تعالى به نبىّ آن زمان وحى رسيد كه به آن ميهمان ما بگو: ما ميهمانى اين ميهمان عزيز را قبول كرديم و خود ميزبان او شديم و براى او در صدد تهيّه بهترين غذاها برآمديم لكن در خزانه غيب خود تفحّص كرديم بهتر از گرسنگى غذائى را براى وى نيافتيم».

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

سيزدهم: صمت
و آن بر دو قسم است: سكوت عامّ و مضاف، و سكوت خاصّ و مطلق. سكوت عامّ و مضاف عبارت است از حفظ لسان از تكلّم به قدر زائد بر ضرورت با مردمان. بلكه سالك بايد اكتفا كند به قدر ضرورت و اين صمت در همه دوران سلوك در تمام اوقات لازم است بلكه مى‏توان گفت مطلقا ممدوح است. 
.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر کل رخسار محمد صلوات

دوازدهم: نيّت
و آن عبارت است از آنكه سالك منظورى در سلوك نداشته باشد جز نفس سلوك و فناء در ذات احديّت. و بنا بر اين بايد سالك سيرش خالص باشد: فَادْعُوا اللَهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ17در اخبار زيادى وارد شده است كه نيّت سه مرتبه دارد، منها ما قال الصّادق عليه السّلام: العبّاد ثلاثة: قوم عبدوا الله خوفا فتلك عبادة العبيد، و قوم عبدوا الله طمعا فتلك عبادة الاجراء و قوم عبدوا الله حبّا فتلك عبادة الأحرار.18
در اثر تأمّل و دقّت واضح خواهد شد كه عبادت دو دسته اوّل به حقيقت صحيح نيست زيرا عبادت آنها به خدا و براى خدا نبوده و مرجع عبادت آنها به خودپرستى است و در واقع آنها خود را پرستيده‏اند نه خداى تعالى را، چون بازگشت عبادت آنها به همان علائق و مشتهيات نفسانى است، و چون خودپرستى با خدا پرستى جمع نمى‏شود بنا بر اين بايد بر حسب نظريّه اوّل، اين جماعت به خدا كافر بوده و خدا را منكر باشند ليكن چون قرآن كريم به نصّ خود اصل خدا پرستى را فطرى هر بشرى بيان فرموده است و هرگونه تغيير و تبديلى را در خلقت نفى نموده است: فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفا فِطْرَتَ اللَهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْديلَ لَخَلْقِ اللَهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لَكِنَّ اكْثَرَ النَّاس لا يَعْلَمُونَ 19


بقیه ی مطالب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

يازدهم: ادب نگاهداشتن
نسبت به جناب مقدّس حضرت ربّ العزّة و خلفاى او. و اين معنى با ارادت و محبّت كه قبلا ذكر شد فرق دارد. چه معناى ادب عبارت است از توجّه به خود كه مبادا از حريم خود تجاوزى شده باشد و آنچه خلاف مقتضاى عبوديّت است از او سرزند. زيرا كه ممكن در برابر واجب حدّ و حريم دارد و لازمه حفظ اين ادب رعايت مقتضيات عالم كثرت است، ولى ارادت و محبّت، انجذاب است به حضرت احديّت و لازمه‏اش توجّه به وحدت است.


بقیه ی مطالب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

دهم: ارادت
و آن ارادت است به صاحب شريعت و خلفاى حقّه آن بزرگوار. و در اين ارادت چنان بايد خود را خالص كند كه هيچ غشّى در آن نباشد. و بايد در اين مرحله به سرحدّ كمال برسد زيرا ارادت را در تأثير اعمال مدخليّتى عظيم است و هر چه ارادت بيشتر و بهتر شود اثر اعمال در نفس سالك راسخ‏تر و نيكوتر خواهد بود. و چون تمام موجودات مخلوقات خدا هستند سالك بايد به همه آنها محبّت كند و هر يك را در مرتبه و درجه خود محترم بشمارد. شفقت و مهربانى نسبت به جميع منسوبان پروردگار چه حيوان و چه انسان هر يك در مقام و مرتبه خود از آثار محبّت به خداست، چنانكه در حديث وارد شده است كه عمده شعب ايمان همانا شفقت بر خلق خداست. الهى أسألك حبّك و حبّ من يحبّك15
احبّ بحبّها تلعات نجد و ما شغفى بها لولا هواها
أذلّ لآل ليلى في هواها و أحتمل الأصاغر و الكبار16

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دم به دم بر همه دم بر گل رخسار محمد صلوات

نهم: مسارعت
يعنى در آنچه بر آن عزم نموده مسارعت كند، چون در اين راه آفاتى است و براى سالك در هر مقام متناسب با حال او مانعى پديد مى‏گردد. سالك بايد بسيار زرنگ و باهوش باشد و قبل از آنكه مانعى بدو دست يابد و دامان او را آلوده كند وظيفه خود را انجام دهد و در راه وصول به مقصد دقيقه‏اى فروگذار نكند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  |