تبليغاتX
دینی.مذهبی.اعتقادی .اخلاقی.عرفانی.تربیتی
 

.رموز اسرار امیز اعداد.سیر و سیاحت در عالم ارواح.تصویر برزخ و برزخیان .اثار صلوات.طی الارض .و...

به نام خدا

سیر و سلوک عرفانی

داستان های کوتاه جالب

داستان های توبه کنندگان

داستان تشرف یافتگان.(تشرف حاج اسماعیل دولابی و..)

عزیز ال یاسین

روویت خداوند

نام مخصوص خدا.مراتب خدا شناسی

رابطهی قران با کلام و اعتقادات

اسما’ و صفات الهی

توحید

ایام الله

مراتب و درجات توحید در قران

پیامبر شناسی

امام شناسی

اخرت شناسی

همه چیز درباره ی اخلاق

ادیان و مذاهب

کلام و اعتقادات

پاسخ به پرسش های دینی به صورت دسته بندی موضوعی

گنجینه های مذهبی 

عرفان و تقسيم عرفان یا تخريب

عرفان اسلامی

سیره در سیره ی نبوی

تقیه در قران و سنت

اخلاق در قران

72 عنوان کتاب به همراه متن انها

حکایاتی از ایت الله جمال الدین گلپایگانی(صاحب کرامات زیاد)

حکایاتی از ایت الله تهرانی

حکایاتی از اقا ملاجان زنجانی

حکایاتی از ایت الله انصاری همدانی(صاحب کرامات زیادو تشرف به محضر امام زمان )

حکایاتی از ایت الله ملکی تبریزی (صاحب کرامت.و تشرف به محضر امام عصر)

حکایاتی از ایت الله شاه ابادی

حکایاتی از شیخ مرتضای زاهد(صاحب کرامت و تشرف به محضر امام عصر)

حکایاتی از ایت الله نخودکی(صاحب کرامات متعدد)

نخودکی

حکایات از اقای تهرانی(شاگرد شیخ رجبعلی خیاط)

عبادات و توسلات.تیاره 

تیاره

ارتباط ایت الله بافقی با امام زمان

حکایاتی از ایت الله بافقی

حکایاتی از اقای تربتی

حکایاتی از ایت الله درچه ای

فضیلت خواندن سوره های قران کریم

توصیه های از علامه حسن زاده ی املی

نصیحت ایت الله بهجت

سیره ی عملی بزرگان(داستان جالب رجبعلی خیاط و..)

زندگی نامه ی علما و بزرگان شیعه

ترک گناه کلید سعادت دنیا و اخرت

بوی تعفن دروغ

چرا دعا مستجاب نمیشود

اعجاز عددی و نظم ریاضی قران

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

امر به معروف و نهي از منكر بر همه ملت واجب است .
* سفارش به حق ،كه امر به معروف است و نهي از منكر است ، بر همه مسلمين واجب است .
* اگر يك حاكم ظالمي بر مردم مسلط شد، علماي ملت، دانشمندان ملت بايد استنكار كنند، بايد نهي از منكر كنند .

* شما و ما موظفيم كه هم در تمام اموري كه مربوط به دستگاه هاي اجرايي است امر به معروف كنيم، و اگر اشخاصي پيدا مي شوند كه خلاف مي كنند ،معرفي كنيم به مقاماتي كه براي جلوگيري مهيا هستند؛ و مشكلات را هم تحمل كنيم .
* شما از اول اگر جلوي فساد را نگيريد، معلوم نيست كه به وضع سابق منتهي نشود .
* از آنچه در نظرشرع حرام ، و آنچه بر خلاف مسير ملت و كشور اسلامي، و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است ، به طور قاطع اگر جلوگيري نشود همه مسئول مي باشند .

منبع:نرم افزار ماه جماران
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

و هيچ عيبي بالاتر از آن [نيست] كه انسان عيب خود را نفهمد و از آن غافل باشد؛ و با آن كه مجموعه عيوب است به عيوب ديگران بپردازد .
* چرا بايد عقده هاي قلبي، انسان را منحرف كند، و هواهاي نفساني همه چيز را كنار بگذارد و فقط عيوب را نگاه كند؟
* اسرار مردم هرچه باشد ،فاش كردن بر خلاف اسلام است .

غفلت

يك لحظه از خدا غافل نباشيد.غفلت از مبدأ قدرت، انسان رابه هلاكت مي رساند

منبع:نرم افزار ماه جماران .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید 

به نام خدا

اسلام به زنان آزادي داده است.
* اسلام با آزادي زن نه تنها موافق است، بلكه خود پايه گذار آزادي در تمام ابعاد وجودي زن است.
* تشيع نه تنها زنان را از صحنه زندگي اجتماعي طرد نمي كند، بلكه آنان را در جامعه، در جايگاه رفيع انساني خود قرار مي دهد.
* در نظام اسلامي، زن همان حقوقي را دارد كه مرد دارد: حق تحصيل، حق كار، حق مالكيت، حق رأي دادن [و] حق رأي گرفتن.
* از [نظر] حقوق انساني، تفاوتي بين زن و مرد نيست، زيرا كه هر دو انسانند؛ و زن حق دخالت در سرنوشت خويش را همچون مرد دارد.
* زن مانند مرد آزاد است كه سرنوشت و فعاليتهاي خود را انتخاب كند.
* در نظام اسلامي، زن به عنوان يك انسان مي تواند مشاركت فعال با مردان، در بناي جامعه اسلامي داشته باشد.

* اسلام زنها را نجات داده است از آن چيزهايي كه در «جاهليت» بود؛ آن قدري كه اسلام به زن خدمت كرده است _ خدا مي داند _ به مرد خدمت نكرده است.
* زنان از نظر اسلام نقش حساسي در بناي جامعه اسلامي دارند؛ و اسلام زن را تا حدي ارتقا مي دهد كه او بتواند مقام انساني خود را در جامعه بازيابد و از حد «شي ء بودن» بيرون بيايد؛ و متناسب با چنين رشدي مي تواند در ساختمان حكومت اسلامي مسئوليتهايي به عهده بگيرد.
* امروز بايد خانمها وظايف اجتماعي خودشان را و وظايف ديني خودشان راعمل بكنند؛ و عفت عمومي راحفظ بكنند، و روي آن عفت عمومي كارهاي اجتماعي و سياسي را انحام بدهند.
* آنچه اسلام با آن مخالف است و آن را حرام مي داند فساد است، چه از طرف زن باشد وچه از طرف مرد، فرقي نمي كند.ما مي خواهيم زنان را از فسادي كه آنها را تهديد مي كند آزاد سازيم.
* ما مي خواهيم زن در مقام والاي انسانيت خودش باشد، نه ملعبه باشد.
* اسلام نمي خواهد كه زن به عنوان يك شيء و يك عروسك در دست مردان باشد؛ اسلام مي خواهد شخصيت زن را حفظ كند، و از او انساني جدي و كارآمد بسازد.
* اسلام خواسته است كه زن و مرد حيثيت انساني شان محفوظ باشد.
* در اسلام، زن بايد حجاب داشته باشد، ولي لازم نيست كه چادر باشد، بلكه زن مي تواند هر لباسي را كه حجابش را به وجود آورد اختيار كند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

هيچ شغلي به شرافت مادري نيست.
* خدمت مادر به جامعه از خدمت معلم بالاتر است، و از خدمت همه كس بالاتر است.
* اول مدرسه اي كه بچه دارد دامن مادر است.
* در دامن مادر، بچه ها بهتر تربيت مي شوند تا پيش استادان.
* دامن مادر بزرگترين مدرسه اي است كه بچه در آنجا تربيت مي شود.
* مادر خوب، بچه خوب تربيت مي كند.
* اگر مادرها، مادرهاي با فضيلت باشند، اولاد با فضيلت تحويل مي دهند.
* خداي نخواسته _ اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان دامن مادر منحرف بيرون مي آيد.
* شما خانمها شرف مادري داريد، كه در اين شرف از مردهاجلو[تر] هستيد.
* درست شدن كشورها مرهون شماهاست، مرهون شما مادرهاست، خرابي و آبادي كشورها تابع شماهاست.
* رحمت خداوند بر مادراني كه جوانان نيرومند خود را به ميدان دفاع ازحق فرستاده، و به شهادت ارجمند آنان افتخار مي كنند.
* ملتي که خواهران و مادران دليرش، افتخار به مرگ جوانان برومندش مي کند که در صف شهدا هستند، پيروز است.
* مادران شجاع فرزندان اسلام، خاطره جانبازي و رشادت زنان قهرمان را در طول تاريخ زنده کرده اند.
* اساساً تربيت از دامان پاک مادر و جوار پدر شروع مي شود؛ و با تربيت اسلامي و صحيح آنان، استقلال و آزادي و تعهد به مصالح کشور پايه ريزي مي شود.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

انبيا مثل يك طبيبي بودند كه مي خواستند اصلاح كنند جامعه را .
* اگر انحراف اخلاقي نباشد، هيچ يك از اين سلاح هاي جنگي به حال بشر ضرر ندارد .
* آن چيزي كه دارد اين سياره ما را در سراشيبي انحطاط قرار مي دهد ، انحراف اخلاقي است .
* آنكه فاسد مي كند جامعه را، و دست از فسادش بر نخواهد داشت ،او را بايد از جامعه جدا كرد ؛ او يك غده سرطاني است كه جامعه را فاسد مي كند .
* نجات معتاد نجات يك فرد نيست ، نجات اسلام است .
* اين وظيفه شرعي نيست كه كسي نسبت به مسلماني اهانت كند، از برادر ديني بد گويي نمايد ؛ اين حب دنيا و حب نفس است، اين تلقينات شيطان است كه انسان را به اين روز سياه مي نشاند .
* اذيت مسلم و آزار مؤمنين از بزرگترين گناهان کبیره است

منبع:نرم افزار ماه جماران

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

منافقها هستند كه بدتر از كفارند .
* در اسلام از منافقين بيشتر تكذيب شده است ؛ و منافق اوضح مصاديق كفر است .
* آنقدري كه اسلام تكيه كرده است بر اينكه منافقين را از بين ببرد يا اصلاحشان كند ،براي كفار اينطور نيست.انسان مي داند با آدم كافر چه بكند، امابا منافقين نمي داند چه كند .
* در سوره (منافقين) ذكر مي فرمايد كيفيت منافقين را، كه اين ها پيش تو اظهار ديانت مي كنند، اظهار اسلام مي كنند، لكن دروغ مي گويند ، اينها مسلم نيستند ، اينها منافق هستند .
* آنچه ما امروز مبتلاي به آن هستيم، و آن دسته منافقيني كه اظهار اسلام مي كنند و كمر اسلام را مي خواهند بشكنند، كار مسلمان ها با اينها مشكل است، حل مسئله اينها بسيار مشكل است .
* عيب بزرگ شما و هوادارانتان آن است كه نه از اسلام و قدرت معنوي آن، و نه از ملت مسلمان وانگيزه فداكاري او، اطلاعي داريد .
* با آنكه سران منافقين در دامن آمريكا و فرانسه مشغول عياشي و خوش گذراني هستند، مع الاسف عده اي نوجوان را با حيله و تزوير گول زده و قدرت تفكر را ازآنان سلب نموده اند .
* آنهايي كه اظهار اسلام مي كنند و بيمارستان را آتش مي زنند و مجروحها را سرمي بُرند ،اينها را بشناسيد ،اينها مسلم نيستند ،اينها منافق هستند .
* ننگتان باد اي تفاله هاي شيطان! و عارتان باد اي خود فروختگان بين المللي! كه در سوراخ ها خزيده و در مقابل ملتي كه در برابر ابر قدرتها بر خاسته است، به خرابكاريهاي جاهلانه پرداخته ايد .
* گمان ندارم شما بتوانيد گروه و يا دسته اي را بيابيد كه جنايات و سفلگي شان ، به ابعاد اين گروهك منافقين باشد .

منبع: نرم افزار ماه جماران

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

* دنيا آني است كه در ماهست ، كه ما را از مبدأ كمال دور مي كند ،و به نفس و نفسانيت خودمان مبتلا مي كند.
* هر چه توجه نفس به دنيا بيشتر گردد ،به همان اندازه از توجه به حق و عالم آخرت غافل گردد.
* تمام مفاسد روحاني و اخلاقي و اعمالي ، از حب به دنيا ، و غفلت از حق تعالي و آخرت است.
* علمي كه انسان را به خدا نزديك مي كند، در نفس دنيا طلب باعث دوري بيشتر از درگاه ذي الجلال مي گردد .
* هر چه وجهه قلب به تدبير امور و تعمير دنيا بيشتر شد و علاقه افزون گرديد، غبار ذلت و مسكنت، بر او بيشتر ريزد، و ظلمت مذلت و احتياج ، زياد تر آن را فرا گيرد .

* اي عزيز! تو اگر عارنداري از طلب دنيا، لااقل از مخلوق ضعيف، كه مثل خود توست، طلب مكن .
* توجه و تعلق نفس به ماديات، انسان را از كاروان انسانها باز مي دارد، و بيرون رفتن از تعلقات مادي و توجه به خداي تبارك و تعالي، انسان را به مقام انسانيت مي رساند .
* دنياي مذموم همين است كه انسان توجه داشته باشد ولو به يك تسبيح، و لو به يك كتاب .
* توجه به زرق و برق دنيا انسان را از آن احساس انساني اش مي بُرد .
* اگر بخواهند در ضيافت خدا وارد بشوند ،به اندازه وسع خودشان، بايد از دنيا اعراض كنند و قلبشان رااز دنيا برگردانند .
* ثروتمندان فقرايي هستند در صورت اغنيا ، و نيازمنداني هستند در لباس بي نيازان .
* بيرون رفتن از تعلقات مادي و توجه به خداي تبارك وتعالي، انسان را به مقام انسانيت مي رساند .
* بدان كه اين عالم دنيا، براي نقص و قصور و ضعفي كه در آن است، نه دار كرامت وجاي ثواب حق تعالي است، و نه محل عذاب و عقاب است .
* ترس از مرگ براي كساني است كه دنيا را مقر خود قرار داده ، و از قرارگاه ابدي و جوار رحمت ايزدي بي خبرند .
* هر مقامي كه براي بشر حاصل مي شود ، چه مقامهاي معنوي و چه مقامهاي مادي، روزي گرفته خواهد شد ؛ و آن روز هم نامعلوم است .
* كسي كه رابطه با خدا دارد شكست ندارد.شكست مال كسي است كه آمالش دنيا باشد .
* آنها جان خودشان را براي اسلام و براي مصلحت كشور اسلامي فدا مي كنند ، و ما سر خون آنها اين جا بنشينيم و با هم جنگ و ستيز كنيم!اين در منطق اسلام از بزرگترين گناهان است .
* قدرت طلبي از هر كه باشد ، از شيطان است .
* اين قدر دنبال اين نباشيد كه ما خانه مان چه جور است و زندگي مان چه جوراست و چه...، دنبال آن شرافت انساني باشيد ، دنبال آن معنا باشيد كه شما را پيروز كرد .
* اموري كه مربوط به اين عالم است گذراست، زودگذر هم هست؛ و پيروزيها و شكستها و خوشيها و ناخوشيهاي اين دنيا بيش از چند روزي و مقدار اندكي پايدار نيست .

منبع:نرم افزار  ماه جماران
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

هيچ گاه از كارها مأيوس نشويد؛ چون همه چيز يك دفعه درست نمي شود، وكار هاي بزرگ بايد به تدريج صورت گيرد .


* يأس از جنود شيطان است ، اميد از جنود خدا ست ، هميشه اميدوار باشيد .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

امام به شخصى كه به عنوان توبه جمله ى استغفر اللّه را به زبان جارى كرد ، فرمودند : مادر بر عزايت بگريد ، مى دانى توبه چيست ؟ توبه درجه ى عليّين است ، و آن اسمى است واقع بر شش معنا :

1 ـ پشيمانى بر آنچه كه گذشت

2 ـ تصميم جدى بر بازنگشتن به گناه

3 ـ ادا كردن حقوق مردم به مردم

4 ـ اداى واجبات ضايع شده

5 ـ آب كردن گوشتى كه بر گناه به بدن روييده تا جايى كه اثرى از آن گوشت بر استخوان نماند ، و گوشت تازه در حال عبادت بين پوست و استخوان برويد .

6 ـ چشاندن رنج طاعت به بدن ، چنانكه لذت معصيت به آن چشانده شد ،

پس از عبور از اين شش مرحله بگو : استغفر اللّه(1) .

تائب بايد به حقيقت توبه كند ، و عزمش براى ترك گناه جزم باشد ، و نيت بازگشت به گناه از صفحه ى دلش براى هميشه زدوده شود ، و به اميد توبه ى دوباره و سه باره و صد باره وارد گناه نگردد ، كه اين اميد بدون شك اميدى شيطانى و حالتى مسخره است ، امام هشتم (عليه السلام) در روايتى مى فرمايند :

مَنِ اسْتَغْفَرَ بِلِسَانِهِ وَلَمْ يَنْدَمْ بِقَلْبِهِ فَقَدِ اسْتَهْزَأَ بِنَفْسِهِ . . .(2)

كسى كه به زبان استغفار كند ولى به قلب پشيمان نباشد ، خود را مسخره كرده !

راستى خنده آور است و بسيار جاى تأسف است كه انسان به اميد دست يافتن به دوا ، خود را مريض كند ، و چه اندازه باعث خسارت است كه آدمى به اميد توبه مرتكب جرم و گناه و خطا و معصيت گردد ، و به خود تلقين نمايد كه همواره درِ توبه باز است ، بنابراين گناه مى كنم و سپس آراسته به توبه مى شوم !

اگر توبه جدى باشد ، اگر توبه از روى حقيقت انجام بگيرد ، اگر توبه با شرايطى كه دارد تحقق يابد ، بدون ترديد روح تصفيه مى شود ، نفس به پاكى مى رسد ، دل صفا مى گيرد ، و زنگ گناه از همه ى اعضا و جوارح ، و باطن و ظاهر زدوده مى گردد .

توبه نبايد حرفه اى باشد ، چرا كه گناه ظلمت است و توبه روشنايى ، و رفتو آمد زياد ميان تاريكى و روشنايى ديدگان جان را مختل مى سازد . اگر پس از توبه از يك گناه ، دوباره به گناه باز گرديم ، معلوم مى شود توبه نكرده ايم .

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

با توجه به آثار بسيار مهم توبه ، كه عبارت از رسيدن به مغفرت و رحمت و رضوان حق است ، و نيز پيدا شدن لياقت براى ورود به بهشت ، و امان يافتن از عذاب جهنم ، و بيرون شدن از جاده ى گمراهى ، و قرار گرفتن در مسير هدايت ، و پاك شدن پرونده از سياهى و ظلمت ، بايد گفت : توبه مسأله اى است عظيم ،

و برنامه اى است بزرگ ، و حقيقتى است فوق العاده ، و واقعيتى است ملكوتى و عرشى .

توبه به اينكه انسان استغفراللهى بگويد و در باطن اندكى دچار حيا شود ، و در جلوت يا خلوت اشكى بريزد حاصل نمى شود ، زيرا بسيارند مردمى كه بدين صورت توبه مى كنند ، ولى پس از اندك مدتى به همان گناهانى كه آلوده بودند باز مى گردند !

بازگشتن به گناه ، بالاترين دليل اين معناست كه توبه ى حقيقى حاصل نشده ، و بازگشت واقعى تحقق پيدا نكرده .

توبه و بازگشت واقعى ، آنچنان مهم و باعظمت است كه قسمت عمده اى از آيات قرآن و معارف الهيه به آن اختصاص يافته است 

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

بر اساس آيات قرآن مجيد و معارف اهل بيت ، براى گناهان در دنيا و آخرت آثار سويى است كه اگر گنهكار از گناهانش توبه نكند ، بدون ترديد گرفتار آن آثار سوء خواهد شد 

آرى ، آنان كه به تحصيل گناه برخاستند و گناه سراسر وجودشان را پوشاند ، اصحاب آتشند ، و در آن هميشگى و جاودانه خواهند بود .

به مردم بگو : شما را خبر دهم كه زيانكارترين مردم چه كسانى هستند ، آنان كه تمام كوشش و تلاششان در زندگى دنيا نابود شده ، ولى خيال مى كنند عمل نيك انجام مى دهند .

اينان مردمى هستند كه به آيات پروردگارشان و لقاى او كافر شدند ، به اين خاطر اعمالشان تباه شد ، لذا در قيامت بر آنان ميزانى به پا نمى كنيم (ميزان براى كسانى برپا مى شود كه اعمال قابل سنجيدن داشته باشند ، اين آلودگان عاصى و خائنان بى پروا ، چون عمل و سعيشان نابود شده ، ميزانى براى آنها برپا نمى شود ) .

اينان را در دل ، بيمارى نفاق است ، خداوند بر اين بيمارى مى افزايد و براى ايشان است عذاب دردناك .

و اما آنان كه در دل ، بيمارى نفاق دارند آلودگى بر آلودگى اينان اضافه مى شود .

همانا كسانى كه اموال ايتام را به ستم مى خورند ، جز اين نيست كه هم اكنون آتش مى خورند ، و به زودى وارد آتش سوزان مى شوند .

گروهى از محققين بر اساس اين آيه ى شريفه و آيات ديگرى كه از نظر معنا همانند اين آيه هستند ، عقيده دارند جريمه ى گنهكار در روز قيامت همان گناه اوست ، به اين معنا كه اين گناه گنهكار است كه در قيامت به صورت عذاب دردناك ظهور مى كند و گنهكار را براى ابد اسير خود نموده و او را شكنجه مى دهد آنان كه آنچه را خداوند از كتاب نازل نموده ، كتمان مى نمايند و آن را در برابر بهاى اندكى مى فروشند ، جز آتش چيزى نمى خورند ، خداوند در قيامت با آنان سخن نمى گويد ، و آنان را تزكيه از گناه و آلودگى نمى نمايد ، و براى آنان عذاب

دردآورى است .

اينان كسانى هستند كه گمراهى را با هدايت ، و عذاب را با مغفرت مبادله كرده اند ، و چه اندازه در برابر عذاب خدا طاقت دارند ؟!

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

هيچ مادرى در جهان هستى ، فرزند خود را گنهكار نزاييده ، و كودك رحم را عاصى و خطاكار به دنيا نياورده .

كودك در حالى قدم به عرصه گاه حيات مى گذارد كه از علم و دانش و تفكر و انديشه خالى است ، و از آنچه در اطرافش مى گذرد كاملا بى خبر است .

طفل وقتى وارد فضاى اين جهان مى شود ، جز گريه كردن و مكيدن شير چيزى نمى داند ، آن هم از گريه و مكيدن شير در لحظات اول در عين اينكه ناله مى زند و شير مى خورد غافل است . غرايز و احساسات و شهوات او به تدريج وارد ميدان فعاليت مى شود ، و آنچه را بايد براى برپا كردن خيمه ى حيات تعليم بگيرد ، از اطرافيان خود و فعل و انفعالات طبيعى ياد مى گيرد .


بقیه ی مطالب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

ابوحمزه ى ثمالى كه راوى دعاى عارفانه و عاشقانه ى سحرهاى ماه مبارك

رمضان از حضرت سجاد (عليه السلام) است از وجود مقدّس حضرت باقر العلوم (عليه السلام) كه درياى بى ساحل علم و معرفت و بصيرت و شكافنده ى حقايق علمى است روايتى را در رابطه با برخى از صفات پسنديده ى اخلاقى نقل مى كند كه اگر مردم دنيا به اين روايت عمل كنند ، زندگى آنان چون بهشتيانِ روز قيامت مى شود و عرصه گاه حيات آنان غرق در آرامش و امنيت مى گردد و برادرى و مواسات و محبت و عشق همه ى زواياى زندگى آنان را پر مى كند .

ابوحمزه مى گويد : با دو گوش خود از دو لب الهى و ملكوتى حضرت باقر (عليه السلام) شنيدم كه مى فرمود :

چهار چيز است كه اگر در كسى باشد اسلامش كامل است ، و بر ايمانش يارى مى گردد ، و گناهانش را از او پاك مى كنند ، و خدا را در حالى كه از او خشنود است ملاقات مى نمايد ، و اگر ما بين سر تا قدش گناهانى باشد خدا آنها را از پرونده اش فرو مى ريزد و آن چهار چيز عبارت است از : وفا كردن به پيمانى كه براى خدا بر عهده ى خود قرار مى دهد ، و راستگويى با همه ى مردم ، و شرم و حيا از كارهايى كه نزد خدا و مردم زشت است 

و خوش اخلاقى با خانواده و همه ى مردم . و چهار چيز است كسى كه از مؤمنين در او باشد خدا او را در اعلى عليين در غرفه هايى بالاى غرفه ها در شريف ترين محل جاى مى دهد : كسى كه يتيمى را پناه دهد و به او نظر محبت اندازد و نسبت به وى پدرى مهربان باشد ، و كسى كه به ناتوان رحم كند و او را يارى دهد و امورش را كفايت نمايد ، و كسى كه هزينه ى پدر و مادرش را بپردازد و با آنان مدارا كند و نسبت به هر دو نيكى ورزد و آنان را غصه دار ننمايد ، و كسى كه به حقوق غلام و كنيز و خدمتكارش تجاوز نكند و او را بر آنچه تكليف مى كند يارى دهد و او را در امورى كه در طاقت او نيست به كار نگيرد .

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

در اين روايت بسيار باارزش به هشت خصلت پسنديده ى اخلاقى اشاره شده است : وفا به پيمان ، راستى در زبان ، حيا از امور زشت ، خوش اخلاقى با خانواده و همه ى مردم ، يتيم نوازى ، ترحم به ناتوان ، نيكى به پدر و مادر ، رعايت حق خدمتكار .

امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد : هنگامى كه چهار خصلت اوّل در انسان ظهور كند چهار پاداش نصيب او مى شود :

اولين پاداش كامل شدن اسلام اوست ، به اين معنى كه عمل به اين چهار خصلت ، اسلام و مسلمانى اش را از مرتبه ى ضعيف به مرتبه ى كامل ارتقا مى دهد و به اسلامى پابرجا و ثابت مى رسد ; اسلامى كه از هر حادثه و طوفانى و گناه و معصيتى محفوظ مى ماند و دست تطاول و غارت به آن نمى رسد ، و اسلامى مى شود كه در قيامت مورد قبول حضرت حق واقع خواهد شد ، و اسلامى كه هر نوع خسارتى را از انسان دفع خواهد كرد .

و كسى كه جز اسلام دينى را بخواهد هرگز از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت با نداشتن اسلام از زيانكاران واقعى است .

پاداش دومش اين است كه او را بر ايمانش كه مرتبه اى فوق اسلام است يارى مى دهند تا به نقطه ى پرنور يقين برسد ، يقينى كه در قلبش چون نور خورشيد فرار دهنده ى ظلمت شك و ترديد و وسواس و دودلى نسبت به حقايق است ، يقينى كه در استوارى و ثبات و استحكام و پابرجايى به جايى مى رسد كه هجوم حوادث تلخ و شيرين كمترين اثر تخريبى در آن نخواهد داشت ، يقينى كه براى مؤمن نورى ملكوتى و عرشى است و به تعبير روايات نور الله است و مؤمن به همه چيز و به همه كس به وسيله ى آن نور مى نگرد ، لذا تشخيص حق از باطل در همه ى شؤون و همه ى حوادث براى او آسان مى گردد 

خدا اهل ايمان را در دنيا و آخرت به ايمان ثابت و استوار پابرجا و ثابت قدم مى دارد .

امام باقر (عليه السلام) از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند 

از هشيارى و تيزبينى مؤمن بپرهيزيد ، زيرا او با كمك نور خدا به همه چيز و همه كس مى نگرد .

سومين پاداشش پاك شدن گناهان از پرونده ى اوست . آرى ، كسى كه به اين چهار خصلت آراسته شود به تدريج باطنش به حسنات خو مى گيرد و خصلت هاى پسنديده در وجودش چون رنگى ثابت و پابرجا مى شوند و نهايتاً سبب محبوبيت و مقبوليت او نزد خدا مى گردد و خدا هم به پاس محبتى كه به او مىورزد هديه اى چون پاك شدن گناهانش به او مى بخشد .

پاداش چهارمش ديدار و لقاى پاداش اخروى حق و مقام حضرت محبوب است در حالى كه آن ديدار و لقا توأم با رضاى خدا از اوست و لذت اين رضا و خشنودى خدا از انسان ـ كه لذت قلبى است ـ از لذت بهره گيرى از نعمت هاى بهشت عنبر سرشت ـ كه لذت جسمى است ـ به مراتب بيشتر و بهتر است 

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

پدر و مادر متدّين و باصفا و پاكى به يكى از پيامبران خدا به نام يهودا مراجعه كردند و گفتند : ما از زمان ازدواج اشتياق به داشتن اولاد در قلبمان موج مى زد ولى تاكنون كه سال هاست از ازدواج ما گذشته از نعمت اولاد بى بهره مانده ايم ، از شما درخواست دعا و شفاعت نزد حق داريم تا اگر مصلحت باشد فرزندى به ما عطا شود . خطاب رسيد : به هر دو بگو من حاضرم پسرى به آنان عنايت كنم ولى شب عروسى او شب مرگ اوست ، اگر مى خواهند به آنان عطا نمايم !

وقتى پدر و مادر چنين خبرى را شنيدند با يكديگر مشورت كردند و نهايتاً گفتند : قبول كنيم شايد ما پيش از او بميريم و حادثه ى تلخ مرگ او را نبينيم . فرزند به آنان عنايت شد . بيست و چند سال زحمت تربيت او را به دوش جان و دل كشيدند ، روزى به پدر و مادر گفت : جهت مصون ماندن از گناه نيازمند به ازدواجم . دخترى آراسته را از خانواده اى معتبر نامزد او كردند . شوهر به همسرش گفت : داستان عجيبى است از يك طرف بايد براى داماد لباس دامادى آماده كرد و از طرف ديگر كفن ، از جهتى بايد شربت و شيرينى مهيا نمود و از جهتى ديگر سدر و كافور .

در هر صورت مجلس عروسى آماده شد . داماد و عروس را دست به دست دادند ، مهمانان و پدر و مادر نيمه شب به خانه هاى خود بازگشتند . پدر و مادر در انتظار حادثه نشستند ولى از خانه ى داماد خبرى نيامد . هر دو به سوى خانه ى داماد رفتند تا جنازه ى او را از عروس تحويل بگيرند . هنگامى كه در زدند

فرزندشان با كمال سلامت در را باز كرد ، چيزى نگفتند و به خانه ى خود باز گشتند .

مدتى گذشت ، خبرى از مرگ جوان نشد . نزد يهوداى پيامبر آمدند و سبب پرسيدند ، يهودا گفت : من از راز مطلب آگاهى ندارم ، بايد از حضرت حق بپرسم اگر راز مطلب گفته شود به شما خبر دهم .

يهودا از حضرت حق سبب پرسيد ، خطاب رسيد شب عروسى هنگامى كه خلوت شد و داماد و عروس براى غذا خوردن كنار هم نشستند ، صداى ناله اى از بيرون شنيدند كه صاحب ناله مى گفت تهيدستم ، دستم دچار بيمارى فلج شده ، امشب گرسنه مانده ام و چيزى براى خوردن نصيبم نشده است . اى يهودا ! داماد با شوق فراوان ظرف غذاى خود را نزد آن تهيدست آورد و گفت : هرچه مى خواهى بخور . تهيدست وقتى سير شد سر به ديوار خانه گذاشت و گفت : خدايا ! من كه عوضى ندارم به اين جوان سخى مسلك و كريم دهم ، تو به عوض اين محبتى كه در حق من كرد به عمرش بيفزا . من كه صاحب دفتر محو و اثباتم ، مرگ جوان را در آن شب از دفتر محو و حوادث تعليقى محو كردم و هشتاد سال ديگر براى او ثبت نمودم 

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

دانشمندان بزرگ و متخصصان علم اخلاق فرموده اند : اصول فضايل اخلاقى بر طبق اصول قواى انسانى در سه بخش خلاصه مى شود :

1 ـ عفت 2 ـ عقل 3 ـ غضب .

ـ عقيده ى دانشمندان و حكماى الهى بر اين است كه همه ى فضايل نفسى چون مهرورزى ، فروتنى ، خشوع ، نيكوكارى ، گذشت و . . . مندرج در عفت است كه آيه ى شريفه ى ( خُذ العَفْو ) به اين حقيقت اشارت دارد .

2 ـ عنوان فضايل عقلى حكمت است ، و آن عبارت از آگاهى و بصيرت از قواعد زندگى سالم و دانستن واقعيات حيات و علم به حقوق فرد و جامعه و توجه به روابط انسانى متقابل است ، كه آيه ى شريفه در قسمت دوم آيه ( وَأْمُر بِالعُرْف ) به اين حقايق نظر دارد .

3 ـ تسلّط بر نفس در برابر قّوه ى غضبيه ، و حاكميت بر حالت خشم براى سالم ماندن ديگران از حملات اين ديو درونى كه نامش شجاعت است مندرج در ( اعرِض عَن الجاهِلين ) است . به همين خاطر مى گويند اين آيه جامع ترين آيه ى قرآن در بخش حسنات اخلاقى است و اگر فرد و خانواده و جامعه بر اساس واقعيات اين آيه عمل كند از شرّ دنيا و آخرت در امان خواهد ماند .

حضرت رضا (عليه السلام) در روايت بسيار مهمى مى فرمايد :

مؤمن ، مؤمن نيست مگر اين كه سه خصلت در او باشد : خصلتى از پروردگارش و روشى از پيامبرش و سنتى از ولىّ و رهبرش امام معصوم . اما از پروردگارش : خصلت پنهان داشتن سرّ و راز مردم در او باشد . خداى ( عزّ و جلّ ) مى فرمايد : « پروردگار داناى نهان است و اين نهان را براى احدى جز پيامبرى كه بپسندد آشكار نمى كند »(1) . و اما از پيامبرش : خصلت مداراى با مردم در او باشد ; خداى ( عزّ و جلّ ) پيامبرش را به مداراى با مردم فرمان داد و گفت : « ملازم عفو و گذشت باش و همه را به امور شايسته و پسنديده فرمان ده » . و اما از ولى و رهبرش : صبر در راحت و رنج در او باشد 

خداى ( عزوجل ) مى فرمايد : « و در سختى و زيان و در هنگام جنگ شكيبايانند ; آنانند كسانى كه راست گفته اند و آنان همان پرهيزكارانند » 

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود :

خداى متعال به موسى وحى كرد : بى ترديد چيزى عبد را محبوب تر از سه چيز نزد من ، به من نزديك نمى كند . موسى گفت : آن سه چيز كدام است ؟ فرمود : زهد و بى رغبتى به دنيا ، و اجتناب از گناهان ، و گريه از بيم من . موسى گفت : براى كسى كه اين سه حقيقت را به كار گيرد چيست ؟ خدا فرمود : حكومت و تفويض هركارى را در بهشت براى زاهدان قرار مى دهم و همه ى مردم را نسبت به اعمالشان بازرسى مى كنم ، ولى پرونده ى اجتناب كنندگان از گناه را تفتيش نخواهم كرد ، اما گريه كنندگان در رفيق

اعلايند و كسى با آنان در اين مقام شريك نخواهد بود.

خداى مهربان در وصيتى به موسى (عليه السلام) فرمود :

پسر عمران ! براى من در تاريكى هاى شب از دلت خشوع و از بدنت فروتنى و از دو ديده ات اشك بياور و مرا بخوان كه بى ترديد مرا نزديك و اجابت كننده خواهى يافت .

حضرت امام باقر (عليه السلام) مى فرمايد : موسى بن عمران از پروردگار درخواست وصيت و سفارش كرد و گفت : پروردگارا ! مرا سفارش و وصيت كن . خطاب رسيد : تو را به توحيد و عبادت خود سفارش مى كنم . باز گفت : پروردگارا ! مرا سفارش و وصيت كن . سه بار جواب آمد تو را به توحيد و عبادت خود سفارش مى كنم . ديگر بار گفت : مرا وصيت كن . پاسخ آمد تو را به رعايت و حفظ حقوق مادرت وصيت مى كنم . گفت : باز هم مرا وصيت كن . خطاب رسيد : تو را به رعايت و حفظ حقوق مادرت وصيت مى كنم . موسى گفت : باز هم مرا سفارش و وصيت كن . جواب آمد : تو را به رعايت حقوق پدرت سفارش مى كنم . حضرت باقر (عليه السلام) فرمود : به اين خاطر گفته اند نيكى به مادر سه و به پدر يك سوم

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا  

در ميان توصيه هاى حضرت حق به پيامبرانش ، بيشترين توصيه اى كه به چشم مى خورد ، توصيه به حسنات اخلاقى است ; زيرا ظهور حسنات اخلاقى در افق وجود انسان سبب خوشبختى او در دنيا و آخرت و عامل جذب مردم به پاكى ها و نيكى هاست .

همه ى پيامبران توصيه هاى حضرت حق را با دل و جان پذيرفتند و حقايق سفارش شده را بر صفحه ى نفس ثابت و استوار نمودند و هر عاقل منصفى را به خاطر آراسته بودنشان به حسنات اخلاقى به خود و آيين نجات بخششان جذب كردند .

توصيه هاى حضرت حق به پيامبران گاهى خطاب به همه ى آنان و گاهى به فردى خاص است . بخشى از اين توصيه ها در قرآن مجيد است ، مانند : توصيه به عفو و گذشت ، دورى جستن از انتقام بى مورد ، فرو خوردن خشم ، نيكى با ديگران ، انفاق ، صدقه ، رعايت حق ايتام و مساكين و مستضعفان ، اصلاح ميان مردم ، دعوت به صلح و آشتى و آرامش و اتحاد و وحدت ، پيروى از حق ، حركت در راه راست ، امر به معروف و نهى از منكر ، مشورت با اهل عقل و درايت ، رعايت حقوق همسايه و دوست و زيردست ، داورى به عدالت ، رعايت ادب ضيافت و ميهمانى ، تشويق به كار خير و برّ و احسان ، رعايت حقوق اسيران و بردگان و پرهيز از ستم و تجاوز 

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

انتخاب روش پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) چه در عمل و چه در گفتار و چه در اخلاق  ، در حقيقت انتخاب صراط مستقيم ، و اجراى اين حقايق با نيت پاك بندگى خدا و آراسته شدن به عرفان عملى است .

عارف واقعى در اسلام جز انسانى كه پس از روشن بودن قلبش به نور ايمان آراسته به اين حقايق است كسى نيست .

عارفى كه شيخ الرئيس ابن سينا در اشارات مى گويد :

عارف خواستار حق اوّل است و فقط شيفته ى اوست نه چيز ديگر ، و او را بر همه چيز ترجيح مى دهد و از اين جهت او را مى پرستد ; زيرا فقط او را شايسته ى

پرستش مى داند(1) .

چنين انسانى است كه قلبش تسليم خدا و باور دارنده ى قيامت و مطيع فرامين خدا و  رسول و آراسته به مكارم اخلاقى و فضايل معنوى است .

صدر المتألّهين فيلسوف بزرگ اسلامى و عارف نامدار مى فرمايد :

مراتب قوّه ى عمليّه چهار قسم است :

1 ـ تهذيب و پيرايش منش ظاهر ، با به كار گرفتن قوانين آسمانى قرآن ، مانند قيام به عبادات و كفّ نفس از مشتهيات ممنوعه كه زمينه ى سازش روزه دارى است .

2 ـ پاك كردن درون از عادت هاى زشت و بد و خلق و خوى ناپسند و پست .

3 ـ آرايش نفس و روان با صورت هاى قدسى .

4 ـ فنا و نيستى در ذات خود با ملاحظه ى جمال و جلال حضرت ربّ العالمين .

اين كه در روايتى از رسول خدا نقل شده :

عبد خود را به مدت چهل روز براى خدا خالص نمى كند ، مگر اين كه چشمه هاى حكمت از دلش بر زبانش جارى مى شود .

منظور از اين خلوص ، يقيناً خلوص نيّت و پاك كردن باطن از همه ى رذايل و پاكيزه كردن ظاهر از خبائث اعمال است 

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

شايستگان ، به خاطر ايمان و عمل صالح به ويژه حسنات اخلاقى در بهشت عنبر سرشت كنار هم به سر مى برند و حتى پدران و همسران و ذريه ى پاكشان با آنان همنشين هستند . قرآن مجيد در اين زمينه مى فرمايد :

كسانى كه همواره به عهد خدا وفا مى كنند و پيمان را نمى شكنند * و آنان كه پيوندهايى را كه خدا به اتصال آن فرمان داده متصل مى دارند و از پروردگارشان مى ترسند و از بدى حساب بيم دارند * و كسانى كه براى تحصيل خوشنودى پروردگارشان صبر مى كنند ، و نماز را برپا مى دارند ، و از آنچه به آنان روزى داده ايم در پنهان و آشكار انفاق مى كنند ، و با خوبى بدى را دفع مى نمايند ، عاقبت خوش سراى ديگر براى آنان است * بهشت هاى جاويدانى كه وارد آن مى شوند و نيز پدران و همسران و فرزندان شايسته ى آنان و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مى شوند ] و مى گويند : [ * سلام و سلامتى بر شما به خاطر صبر و استقامتى كه از خود نشان داديد ، چه عاقبت نيك اين سرا نصيب شما شد » .

در اين آيات شريفه به هشت مورد از حسنات اخلاقى و به يك مورد از موارد عبادت و بندگى كه هر يك به جاى خود از بذرهاى پرثمر معنوى است اشاره شده است . بذرهايى كه وقتى در كشتزارى چون دنيا به دست مؤمن كاشته مى شود محصولش بهشت هاى پايدار و استقبال فرشتگان و همنشين شدن او با پدران و همسران و فرزندان شايسته در جوار حق است .

حسنات و مكارم اخلاقى كه در هشت مورد در اين آيات آمده عبارت
است از :

1 ـ وفاى به عهد . 2 ـ نشكستن پيمان . 3 ـ حفظ پيوند با آنان كه خدا به پيوند با آنان فرمان داده است . 4 ـ ترس از عظمت حق . 5 ـ بيم از بدى حساب . 6 ـ صبر و استقامت . 7 ـ انفاق در پنهان و آشكار . 8 ـ دفع بدى با خوبى .

و يك موردى كه در اين آيات از موارد عبادت به آن اشاره شده است ، نماز است .

راستى عجيب است ، اكثر چيزى كه انسان را به خشنودى حق و استقبال فرشتگان و بهشت هاى جاويد و همنشينى با نيكان از اقوام در جوار حق مى رساند حسنات اخلاقى است 

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

حسن خلق چنان كه پيامبر بزرگ اسلام فرموده اند : اخلاق اعظم خداست . اين اخلاق يا رشته هايى از آن ، در هركس باشد مايه ى نجات دنيا و آخرت او و سبب رهايى اش از مشكلات و رنج ها و عامل آزادى اش از دوزخ است .

تحمل حسنات اخلاقى و بويژه در برخورد با مردم و به كارگرفتن آن حقايق عالى نسبت به دوست و دشمن ، روحى گسترده و حوصله اى وسيع و شرح صدرى عظيم مى طلبد ، كه همه ى اين امور جزء به جزء و قدم به قدمش ، حركت به سوى حق و هماهنگى با اخلاق خدا و عبادتى باارزش و روزنه اى است براى ورود به رحمت واسعه ى الهى و جلب رضايت و خشنودى پروردگار ; و در نتيجه سبب رهايى از خزى دنيا و عذاب آخرت و زمينه ى به دست آوردن سعادت امروز و فرداست .

آيات قرآن و روايات اهل بيت (عليهم السلام) نشان مى دهد كه چه بسيار مردمى كه محروم از عباداتى چون نماز و روزه و حج و زكات بودند ولى به خاطر دارا بودن برخى از حسنات اخلاقى توفيق خدا رفيقشان شد ، و آنان را از گمراهى و انحراف و سردرگمى و خلاف نجات داد ، و به گردونه ى عبادت و بندگى حق وارد كرد ، و سبب نجات آنان از زندان هواى نفس و اسارت شيطان شد ، تا جايى كه به جبران گذشته برخاستند ، و توبه ى نصوح به جاى آوردند ، و عبادات از دست رفته را قضا كردند ، و خود را به آمرزش و مغفرت حق رساندند ، و در

درياى رحمت واسعه ى الهى غرق شدند .

و چه بسيار مردمى كه اهل نماز و روزه بودند و گاهى بر سجاده ى تهجّد شبانه مى نشستند و جمعه و جماعات را ترك نمى كردند ، ولى به خاطر آلوده بودن به رذايل اخلاقى از سعادت ابدى و خوشبختى دايمى محروم شدند ، و عباداتشان به قول قرآن تباه و بى اثر و ضايع شد ، و چون غبارى در برابر باد به هوا پراكنده گشت ، و مورد خشم حق قرار گرفتند ، و رضا و خشنودى دوست را از دست نهادند ، و قدم به قدم از خدا دور شدند ، و نهايتاً عذاب الهى را براى خود خريدند ، و به كنج ذلت و خوارى و بيچارگى و بدبختى خزيدند 

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

خلأ زندگى از حسنات اخلاقى بسيار خطرناك و وحشت زا و عاملى براى آماده كردن سقوط انسان از انسانيت و وسيله اى براى نابودى و هلاكت جامعه است .

هرگاه افراد جامعه ولااقل اكثريت آن به فضايل اخلاق متصف نباشند ، و غرايز نفسانى لگامى از عقل و ايمان و تقوا نداشته باشند ، سير زندگى بس صعب و دشوار و جامعه كه براى تعاون و در نتيجه سعادت افرادش شكل گرفته تبديل به جهنمى سوزان خواهد شد ، مانند جامعه ى امروزى بشر كه سرا پا شراره ى سوزان و شكنجه است !

قباحت از قبايح برداشته شده و در همه ى شؤون زندگى بيمارى مهلك فساد رخنه كرده است . هركس دستش برسد از خون ديگران تغذيه مى كند و اگر ضعيف و ناتوان يا ـ به ندرت به خاطر تقوا ـ گرگ و زالو نبود بايد بميرد .

ملت هايى كه مرگ و انقراض آنان را در نيستى فرو بُرد و اكنون نامى از ايشان نمانده ، و قرن ها داراى عظمت و آبرو بودند ، به حكم همان تواريخى كه نامشان را در آنجا مى خوانيم عيناً در چنگال مفاسدى افتاده بودند كه جامعه ى بشرى

امروز غرق در آن مفاسد است !

با كمال تأسف پرتگاه نيستى ، غرقاب فنا براى سقوط ، و فرو بردن جامعه ى فعلى در همه ى مناطق جهان، دهان گشاده وتمام موجبات سقوط وانقراض مهياست.

ملت ها به مفاسد خو گرفته اند و فساد در نظرشان عادى شده است . هر روز كم و بيش فقر عمومى ـ چه در جهت مادى و چه در جهت معنوى و نتايج شوم آن ـ و شيوع فحشا و علنى بودن آن ، بدون پرده در جرايد و مجلات دنيا منعكس است و نياز به تفصيل ندارد .

بشر براى نجات از اين همه مفاسد و مهالك هيچ راهى جز برگشت به گردونه ى ايمان به خدا و قيامت و آراسته شدن به حسنات اخلاقى ندارد . بشر آن گاه از همه ى جانداران برتر مى شود كه از خود شخصيت اخلاقى بسازد ، علم فقه و حقوق و هندسه و رياضى و پزشكى گرچه براى رفاه جامعه لازم است ـ اما نه به صورت واجب عينى بر همه كس ـ ولى دارا بودن راستى و امانت و معاونت با غير و ساير فضايل اخلاقى بر فرد فرد بشر واجب عينى است و اگر چند تنى در جامعه و ملتى يا در جهان به اين فضايل ممتاز بودند اين تكليف حياتى از ديگران ساقط نيست .

همه كس و هر فرد بايد راستگو و صريح و شجاع و امين و داراى اخلاق و ملكات فاضله باشد ، تا به حق انسانيت خود كه عبارت از تربيت جهت ممتازه است قيام كند وگرنه انسان نيست ; يعنى آنچه را كه در پرتو آن از جانوران برترى يافته ضايع و باطل كرده است و نشايد كه نامش نهند آدمى ، به همين خاطر خطاب هاى قرآن « يا أيها النّاس » است و ديديم كه از پرتو تابش انوار هدايت چه آلودگانى كه خواستند از آلودگى برهند به راه راست آمده و پاك شدند و به مقاماتى رسيدند

منبع:سایت استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

فضايل ، ارزش هاى خدادادى است كه از آنها به عنوان ارزش هاى فطرى و طبيعى ياد شده است ; ارزش هايى كه انسان از راه معرفت و دانش و تمرين هاى عملى و رياضت هاى شرعى آنها را به دست مى آورد . و هر آنچه ضد آن است ، و قرار داشتنش بر صفحه ى وجود انسان از قدر و قيمت او مى كاهد و وى را به شرارت و گناه و مزاحمت براى ديگران و پايمال كردن حقوق انسان ها مى كشاند ، رذايل ناميده شده است .

انصاف و عدل ، جود و كرم ، تواضع و فروتنى ، صدق و صداقت ، امانت دارى و وفاى به عهد ، شجاعت و عفت ، مهرورزى و ادب از جنس فضايل ; و ظلم و ستم ، بخل و حرص ، تكبر و خودبينى ، نفاق و دورويى ، ترس و شهوت رانى ، و كينه و بى تربيتى از جنس رذايل است .

از آنجا كه بر اساس آيات قرآن و روايت اهل بيت (عليهم السلام) فضايل ، پرتو و شعاع ايمان و رذايل ، نشانه ى كوردلى و تاريكى درون و حالت بسيار زشت فسق است 

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

همه ى عنايات و الطاف خدا به مؤمن در دنيا و آخرت به خاطر ايمان و عمل و اخلاق اوست . ايمان و عمل و اخلاق كه از ارزش هاى ذاتى است به او ارزش بخشيده ، تا جايى كه وجود مؤمن فوق همه ى ارزش هاست ، و به خاطر اين ارزش والاست كه مورد رحمت و مغفرت است ، و در قيامت جايگاهش بهشت و پذيرايى اش نعمت هاى ابدى است .

ارزش مؤمن در روايات اهل بيت (عليهم السلام) به صورتى اعجاب انگيز بيان شده است:

روايت شده پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) به كعبه نظر كرد و گفت :

مرحبا به بيت ، چه بزرگ و عظيمى ، و چه بزرگ است حرمتت نزد خدا ، سوگند به خدا حرمت مؤمن از تو عظيم تر است ; زيرا براى تو يك حرمت است و براى مؤمن سه حرمت : حرمت در مال ، حرمت در خون ، و حرمت در شأن و اعتبار ، چون كسى حق ندارد به مؤمن گمان بد بورزدو نيز آن حضرت فرمود :.

خدا كه ثنايش بزرگ است مى فرمايد : « سوگند به عزت و جلالم آفريده اى را در ميان همه ى آفريدگانم محبوب تر از مؤمن نزد خود نيافريده ام » .

و نيز فرمود :

مؤمن نزد خدا از فرشتگان مقرب گرامى تر است .

امام صادق (عليه السلام) فرمود :

مخلوقات ، توان رسيدن به حقيقت صفات خداى عزّ و جل را ندارند ، و چنان كه توان رسيدن به حقيقت صفات خدا را ندارند توان رسيدن به حقيقت صفات پيامبر خدا را ندارند ، و چنان كه توان رسيدن به حقيقت صفات پيامبر خدا را ندارند توان رسيدن به صفات امام را ندارند ، و چنان كه توان رسيدن به صفات امام را ندارند توان رسيدن به حقيقت صفات مؤمن را ندارند !! (2)

حضرت رضا (عليه السلام) از پدرانش از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند كه رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود :

مؤمن نزد خداى عز و جل مانند فرشته ى مقرب است ، و در حقيقت مؤمن نزد خدا از فرشته ى مقرب هم بالاتر است 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

مؤمن بر خلاف فاسق بر اساس باور و معرفت ، و ايمان و يقين و درك اين حقيقت كه كسب ارزش و به دست آوردن خوشبختى فقط از راه تسليم بودن به خواسته هاى حق ، و انجام دادن اوامر دوست ، و ترك محرّمات ، و آراسته شدن به فضايل اخلاقى ميسّر است ، با عشقى توأم با معرفت ، و همّتى هماهنگ با اخلاص ، و اراده اى همراه با نشاط به دعوت حضرت حق گردن مى نهد ، و روز و شبش را در خدمت به پروردگارش سپرى مى كند ، و دقت دارد كه در هيچ زمينه اى قدمى بر خلاف مولا برندارد .

مؤمن در وقت معيّن نماز به نماز مى ايستد ، هنگام استطاعت به زيارت بيت الله مى رود ، خمس و زكات را مى پردازد ، و براى اقامه ى دين حق در فضاى زندگى مردم به امر به معروف و نهى از منكر اقدام مى كند ، و چشم و گوش و زبان و شكم و شهوت و دست و پا را از گناهان و معاصى حفظ مى نمايد ، و با دميدن هلال ماه مبارك رمضان با شوقى وافر و نشاطى كامل و مهرى جامع و عشقى سرشار به فضاى ماه مبارك درمى آيد ، و از ابتداى فجر صادق تا پديد آمدن مغرب از لذت هاى مادى و آنچه از حلال به خاطر ماه صيام بر او حرام شده دست مى شويد ، و با تواضع و فروتنى و انكسار و خشوع و خاكسارى و خضوع فرمان مولا را به اجرا مى گذارد ، و به ضيافت الله و ميهمانى ويژه ى حق وارد مى شود ، و از فيوضات سرشار اين ميهمانى و ضيافت برخوردار مى گردد ، و زمينه ى دعاى مستجاب را در دنيا ، و جلب خشنودى محبوب را در اين ضيافت ، و لقاى دوست و رسيدن به بهشت جاودان را در قيامت براى خود فراهم مى كند .

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

از حضرت امام صادق (عليه السلام) روايت شده است : .

      • اولين چيزى كه عبد بر آن محاسبه مى شود نماز است ، پس اگر نمازش قبول شود ساير اعمالش نيز قبول مى شود ، و اگر نمازش رد شود ساير اعمالش نيز رد مى شود .
      • اين روايت اشاره به انسانى دارد كه اهل نماز بوده ولى اگر نمازش شرايط قبولى را نداشته باشد پذيرفته نمى شود و به خاطر پذيرفته نشدن نمازش ، اعمال ديگرش را نيز نمى پذيرند ، چه رسد به اين كه انسان از زمره ى بى نمازان باشد ، در اين صورت هيچ راهى به حريم دوست ندارد ، كه تا چيزى از اعمال او را بسنجد و ببينند آيا قابل پذيرفتن هست يا نيست ؟
      • پس اعمالشان تباه و نابود است ، در نتيجه روز قيامت براى آنان ميزانى ( به خاطر اين كه عملى در اختيار ندارند ) برپا نمى كنيم .
      • قرآن مى فرمايد :
      • هر انسانى در گرو اعمالى است كه مرتكب شده است ، مگر سعادتمندان كه در بهشت هايى كه به سر مى برند با اِشراف و اطلاع بر دوزخ از مجرمان مى پرسند : چه چيزى شما را در دوزخ وارد كرد ؟ گويند : از نمازگزاران نبوديم .
      • اين گونه نيست كه بى نمازان كار خير و عمل مثبت و سخن حقى نداشته باشند ، بلكه بسيارى از بى نمازان كارهاى خيرى را انجام مى دهند ، و كمك هايى را به محتاجان و نيازمندان مى رسانند ، ولى از آنجا كه به تعبير پيامبر « نماز آب دين است » ; چون باغ اعمالشان به چنين آب معنوى اتصال ندارد ، اعمالشان تباه و ضايع مى شود و چيزى در پرونده ى آنان كه مورد پذيرش قرار گيرد نمى ماند ، از اين جهت تهيدست و ندار وارد قيامت مى شوند و تهيدست و ندار هم جايى جز دوزخ نخواهد داشت .
      •  

منبع:استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

امام صادق (عليه السلام) در روايتى فرموده :

كسى كه دوست دارد بداند آيا نمازش پذيرفته شده است يا آن را نپذيرفته اند ، با تأمّل بنگرد كه آيا نمازش او را از فحشا و منكر باز داشته ؟ پس به اندازه اى كه او را باز داشته از او پذيرفته مى شود .

يك نماز گزار واقعى به سبب شرايط نماز و وجوب رعايتش از نظر مادى و اخلاقى و روابط با ديگران و ديگر امور زندگى پيوسته در حال شست و شوى معنوى است ، از اين جهت تا پايان عمرش پاك و پاكيزه مى ماند ، و از باب عنايت و لطف و رحمت خدا سزاوار ورود به بهشت است ; بهشتى كه جز پاكان راهى به آن ندارند ، چنان كه امام باقر (عليه السلام) فرموده است :

فقط انسان پاك وارد بهشت مى شود .

نماز آب دين است ، كسى كه اهل نماز نيست درخت وجودش با همه ى شؤونش خشك مى شود و از هويتش جز هيزمى براى دوزخ باقى نمى ماند ..

و اما تجاوز كارانِ از حدود حق ، آنان براى دوزخ هيزم هستند 

منبع:سایت استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

گاهى يك نماز حقيقى و واجد شرايط مسير زندگى را تغيير مى دهد و انسان را از كژ راهه به صراط مستقيم مى كشاند ، و طغيان هاى درون را كنترل مى كند ، چنان كه در روايتى آمده : مردى از زنى درخواست كام جويى كرد . آن زن شوهرش را از خواسته ى نامشروع آن مرد آگاه كرد . شوهر به همسر عفيفه اش گفت : به او بگو : چهل روز پشت سر شوهرم نماز بخوان تا خواسته ى تو را اجابت كنم . آن مرد چند روزى نماز واجب خود را به شوهر آن زن اقتدا كرد و از بركت آن نماز به توبه ى واقعى موفق شد ، سپس كسى را نزد آن زن فرستاد كه من توبه كرده ام . زن توبه ى آن مرد را به شوهرش خبر داد . شوهر اين آيه را خواند(2) :

نماز ادمی را از فحشا و منکر باز میدارد

منبع:پایگاه استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

قرآن مجيد ايمان را مركّب از : « باور داشتن خدا و قيامت و فرشتگان و قرآن و پيامبران ، و پرداخت مال ـ در عين عشق ورزى به آن ـ به خويشاوندان و يتيمان و از كار افتادگان و در راه ماندگان و سائلان و در راه آزادى بردگان ، و برپا داشتن نماز ، و هزينه كردن زكات ، و وفاى به پيمان ، و استقامت و صبر در كارزار ،

و هنگام مصيبت و رنج و بلا و درد و تهيدستى و فقر » مى داند .

قرآن مجيد مؤمنان را چه در حال قيام ، چه در حال نشستن ، چه در حال خفتن ، غرق ياد خدا ، و در مقام انديشه ى صحيح در مورد آفرينش آسمان ها و زمين و درك اين حقيقت كه مجموعه ى آفرينش بر اساس حق و درستى است معرفى مى كند ، و مى گويد : « مؤمنان درخواستشان از مولايشان اين است كه آنان را از آتش دوزخ حفظ كند . به پروردگارشان مى گويند : هركس را تو در آتش اندازى او را به خفت و خوارى دچار كرده اى و براى ستمكاران به آيات تو هيچ يار و ياورى نخواهد بود .

و نيز به پروردگارشان مى گويند : « صداى نداكننده اى كه انسان ها را به ايمان آوردنشان به پروردگارشان دعوت مى كرد شنيديم ، پس ما ايمان آورديم ، در نتيجه گناهانمان را بيامرز و بدى هايمان را بپوشان و ما را در زمره ى نيكان قبض روح كن ».

قرآن مجيد مؤمنان را « خاشع در نماز ، روى گردان از كارها و سخنان بيهوده ، و پرداخت كننده ى زكات ، و حافظ عفت و پاكدامنى ، و امين و وفادار به پيمان ، و محافظت كننده ى بر نمازهاى واجب » معرفى مى كند .

اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى فرمايد :مؤمن در برابر حوادث و مصايب و فتنه ها و آشوب ها بردبار و باوقار است ، و در برابر امور ناخوشايند پابرجا و شجاع است ، شكيبايى در بلا ، و سپاسگزار در فراخى و گشايش و قانع به روزى خداست ، به دشمنان ستم نمىورزد ، و بار سنگينى بر دوستان نيست ، مردم از او در راحتند ، و خود او براى راحت مردم در سختى و مشقت است 

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :

مؤمن سود محض است ، اگر به سوى او قدم بردارى تو را سود رساند ، و اگر با او مشورت كنى تو را سود دهد ، و اگر با او مشاركت نمايى تو را سود بخشد ، و هر چيزى از كار مؤمن سود محض است .

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) در توصيف مؤمن فرموده است :

حركاتش لطيف و نرم و محضرش شيرين است ، از ميان امور ، برترينش را مى طلبد ، و از اخلاق رفيع ترينش را مى جويد ، بر كسى كه با او دشمن است ستم نمىورزد ، و به خاطر كسى كه به او عشق دارد گناه نمى كند ، هزينه ى زندگيش اندك ، و ياريش به مردم بسيار است ، عملش را نيكو انجام مى دهد چنان كه گويى ناظرى بر او نظارت دارد ، از حرام چشم فرو مى پوشد ، داراى جود و سخاوت است ، سائلى را محروم نمى كند ، كلامش را سنجيده مى گويد ، زبانش از باطل گويى لال است ، باطل را از دوستش نمى پذيرد ، و حق را بر ضد دشمنش برنمى گرداند ، جز براى دانا شدن نمى آموزد ، وجز براى عمل كردن دانا نمى شود ، اگر با اهل دنيا قرار گيرد ، زيرك ترين آنان است و اگر با اهل آخرت سلوك كند پرهيزكارترين آنان است

امام صادق (عليه السلام) در وصف مؤمن فرمود :مؤمن بردبارى است كه جهل نمىورزد ، و اگر بر او جهل ورزند بردبارى نشان مى دهد و ستم نمى كند ، و اگر بر او ستم شود گذشت مى كند و بخل نمىورزد ، و اگر بر او بخل ورزند شكيبايى پيشه مى كند 

منبع:سایت استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  | 

به نام خدا

آنان كه گمان مى كنند ايمان حقيقتى بسيط ، و يك واقعيت خالص قلبى است گمانشان بى پايه ، و اساس تصورشان از ايمان تصورى باطل ، و گفتارشان در اين زمينه گفتارى بى دليل و برهان است .

ايمان ـ چنان كه از صريح آيات قرآن و روايات استفاده مى شود ـ حقيقتى مركّب از سه بخش است :

1 ـ اعتقاد و باور كه جنبه ى ريشه و پايه دارد .

2 ـ حقايق عملى .

3 ـ حسنات اخلاقى .

مؤمن حقيقى كسى است كه قلبش بر باور و يقين و اعتقاد صحيح مى تپد ، و اعضايش سرسبز به عمل صالح ، و باطنش آراسته به زيبايى هاى اخلاق است .

آيات و روايات گاهى ايمان و مؤمن را يك جا توضيح داده اند ، و به جلوه هاى باطنى و ظاهرى ايمان در وجود مؤمن اشاره كرده اند .

منبع:سایت استاد انصاریان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید  |