چگونه خودسازي كنيم ؟
(نامه ی جوانی به مرحوم حضرت علامه طباطبایی قدس الله نفسه الزکیه )
محضر مبارك نخبة الفلاسفة و آية الله العظمي جناب آقاي علامه طباطبائي ادم الله عمركم ماشاءالله سلام عليكم و رحمة الله و بركاته.
جواني هستم 22 ساله ، كه تنها ممكن است شما باشيد كه به اين سؤ ال من پاسخ دهيد. در محيط و شرايطي كه زندگي مي كنم كه هواي نفس و آمال و آرزوها بر من تسلط فراواني دارند و مرا اسير خود ساخته اند و سبب شده اند كه از حركت بسوي الله ، و در مسير استعداد خود باز مانم. درخواستي كه از شما دارم اين است كه بفرمائيد بدانم به چه اعمالي دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و اين طلسم سوء را كه همگان گرفتار آنند بشكنم و سعادت بر من حكومت كند؟ يادآور مي شوم نصيحت نمي خواهم و الا ديگران ادعاي نصحيت فراوان دارند. دستورات عملي براي پيروي لازم دارم. لذا تقاضا دارم پدرانه چنانچه صلاح مي دانيد مرا كمك كنيد.
امضاء 23/10/1355
جواب علامه به نامه اول : السلام عليكم
براي موفق شدن و رسيدن به منظوري كه در پشت ورقه مرقوم داشته ايد؛ لازم است همتي برآورده ، و توبه اي نموده ، به مراقبه و محاسبه پردازيد. به اين نحو كه هر روز كه هنگام صبح از خواب بيدار مي شويد قصد جدي كنيد كه در هر عملي كه پيش آيد رضاي خدا- عزاسمه - را مراعات خواهم كرد. آنوقت در سر هر كاري كه مي خواهيد انجام دهيد نفع آخرت را منظور خواهيد داشت ، به طوري كه اگر نفع اخروي نداشته باشد انجام نخواهيد داد، هر چه باشد. همين حال را تا شب وقت خواب ادامه خواهيد داد و وقت خواب ، چهار پنج دقيقه اي در كارهائي كه روز انجام داده ايد فكر كرده و يكي يكي از نظر خواهيد گذرانيد.
هر كدام مطابق رضاي خدا انجام يافته شكري بكنيد، و هر كدام تخلف شده استغفاري بكنيد. اين رويه را هر روز ادامه دهيد. اين روش اگر چه در بادي حال سخت و در ذائقه نفس تلخ مي باشد ولي كليد نجات و رستگاري است. و هر شب پيش از خواب اگر توانستيد سور مسبحات يعني سوره حديد و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانيد و اگر نتوانستيد تنها سوره حشر را بخوانيد و پس از بيست روز ار حال اشتغال ، حالات خود را براي بنده در نامه بنويسيد ان شاء الله موفق خواهيد بود.
والسلام عليكم محمد حسين طباطبائي
منبع:سایت گوناگون
به نام خدا
عاشق شب زنده دار
شاعر : دکتر قاسم رسا
الهى! عاشقى شب زنده دارم
چو مشتاقان زعشقت بيقرارم
زكوى خويش نوميدم مگردان
كه جز كوى تو اميدى ندارم
الهى! در دلم نورى بيفروز
كه باشد مونس شب هاى تارم
زلطفت جز گل اميدوارى
نرويد از دل اميدوارم
الهى! بنده اى برگشته احوال
گدايى روسياه و شرمسارم
تهى دست و اسير و دردمندم
سيه روز و پريشان روزگارم
الهى! گر بخوانى ور برانى
تويى مولا و صاحب اختيارم
از آن ترسم به رسوايى كشد كار
مبادا پرده بردارى زكارم
الهى!اشك عذر ازديده جارى است
ترحم كن به چشم اشكبارم
نظر بر حال زارم كن كه جز تو
ندارد كس خبر از حال زارم
الهى! عزّت و خوارى است از تو
مگردان پيش چشم خلق خوارم
الهى! گر كند غم بر دلم روى
تويى در خلوتِ دل غمگسارم
يقين دارم كزين گرداب هايل
رهاند رحمت پروردگارم
الهى! ناتوانم كو توانى؟
كه شكر لطف و احسانت گزارم
بيانى كو كه الطافت ستايم
زبانى كو كه انعامت شمارم
الهى! تا نسيم رحمت تست
زغم بر چهره ننشيند غبارم
مگر عفو تو گرداند مرا پاك
كه سر از شرمسارى برنيارم
«رسا» بر شاعرانم فخر اين بس
كه مدّاح شه والا تبارم
منبع:ال البیت
مكاشفه آيت اللَّه محسنى (منقول)
يكى از علمايى كه محضر او را درك كردم، مرحوم آيت اللَّه آقاى حاج شيخ محمدباقر محسنى ملايرى بود كه چند سال قبل در قم وفات يافت. او از اصحاب مرحوم حاج شيخ حسنعلى اصفهانى بود و از ايشان قضاياى متعدد، در خاطر داشت. آن مرحوم در استخاره با قرآن در عصر خود بى نظير بود و مردم حتى از آمريكا و اروپا به وسيله تلفن و يا نامه از ايشان استخاره مىخواستند.
اين امتياز براى ايشان، در اثر ادبى بود كه در باره مرقد مطهر حضرت رضاعليهالسلام اِعمال نموده بود. جريان را در شبى از شبهاى ماه رمضان كه به ديدار ايشان رفته بودم، چنين شرح داد:
حدود دو سال در مدرسه بالا سر مشهد مقدّس - كه فعلاً تخريب و جزء يكى از رواقهاى حرم رضوى است - حجرهاى داشتم مشرِف به بالا سر قبر مطهر، و معروف بود كه حاجى سبزوارى سالها در آن سكونت داشته است. در مدتى كه اقامت داشتم به احترام قبر مطهر پايم را دراز نمىكردم. خوابم به صورت نشسته بود. بعد از دو سال كه طبق معمول سحرها به حرم مىرفتم، از طرف پشت سر قبر مطهر وارد حرم شدم، مكاشفهاى رخ داد: مشاهده كردم كه وجود مقدس امامعليهالسلام به استقبالم آمد و يك بشقاب خوراكى، شبيه نقلهاى برنجى شكل در دست دارند؛ به من تعارف نمودند، مقدارى برداشتم و خوردم. از آن تاريخ علم استخاره به من داده شد. ايشان فرمود: اين قسمت مكاشفه را براى كسى جز شما نگفتهام (اين چنين يادم هست
منبع:دانلود کتاب .کتاب اینه ی اسرار حسین کاظمی قمی
اثر الحمد لله
حذيفه يمانى از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده كه حضرت فرمود:
جماعتى از امّت گذشته مستحق غضب و سخط الهى شده بودند.
(كودكى در ميان آنها بود كه هميشه مى گفت :
الحمد للّه ربّ العالمين .
حضرت حق سبحانه وتعالى ، به جهت ميمنت اثر اين كلمه چهل سال عذاب را از آنها دور كرد.)
آقاى ابن مسعود عليه الرحمه از حضرت ابى عبداللّه عليه السلام روايت كرده كه :
(هر كس صبح چهار بار بگويد:
الحمد للّه ربّ العالمين .
او اداى شكر آن روز راتقديم كرده .
هر كس در شب بگويد: شكر آن شب را اداء نموده .)
آورده اند كه :
حضرت نوح پيغمبر على نبيّنا وآله وعليه السلام ، وقتى از طعام خوردن فارغ مى شد، مى فرمود: (الحمد لله ).
هنگاميكه آب مى آشاميد مى فرمود:( الحمد لله ).
هر وقت لباس مى خواست بپوشد مى فرمود:(الحمد لله ).
هر وقت مى خواست سوار شود مى فرمود: الحمد لله ).
خداوند متعال به خاطر اين كار، فرمود:
(بدرستيكه او بنده شكورى بود)
علامه طهرانی می فرماید:
« جناب آقای سید هاشم حداد [ عارف نامی و شاگرد برجسته سید علی آقا قاضی] از قبرستان معروف به « شیخان» بسیار مبتهج بودند و می فرمودند: بسیار پر نور و پر برکت است و خدا می داند چه نفوس زکیه و طیبه ای در اینجا مدفونند.
پس از قبر مطهر بی بی که فضای قم و اطراف قم را باز و گسترده و سبک و نورانی نموده است و به واسطه برکات آن حضرت است که گویا خستگی از زمین قم و از خاک قم برداشته شده است، هیچ مکانی در قم به اندازه این قبرستان نورانی و با رحمت نیست! و سزوار است طلاب و سائرین بیشتر از این، به این مکان توجه داشته باشند و از فضایل و فواضل معنوی و ملکوتی آن بهره مند شوند و نگذراند این آثار محو شود و دستخوش نسیان قرار گیرد. ا
***
قبر بسیاری از أعلام شیعه مانند زکریا بن ادریس و زکریا بن آدم و محمد بن قولویه در اینجاست؛ و اخیرا" قبر مرحوم هیدجی سالک دل سوخته و وارسته، و قبر مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، و قبر مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی و امثالهم در اینجاست که هر یک استوانه ای از عظمت و جلال می باشند.
منبع:سایت تبیان قم
به نام خدا
بعضى از نشانههاى شيعه
امام صادق عليهالسلام فرمودند
:"
إِمْتَحِنُوا شِيعَتَنا عِنْدَ:-
مَواقيتِ الصَّلَواتِ كَيْفَ مُحافَظَتُهم عَلَيْها-
وإلى أَسْرارِنا كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَها عند عَدوِّنا [43] - وَإلى أَمْوالِهِمْ كَيْفَ مُواساتهم لإِخْوانِهِمْ فيها"شيعيان ما را به چگونه رعايت نمودن اوقات نماز؛ و به حفظ اسرارِ ما نزد دشمنان؛ و به كمكهاى مالى و ايثار به يكديگر، آزمايش و شناسايى كنيد
.- "
الْمُؤْمِنُ بِشرُه في وَجْهِهِ؛ مؤمن صورتش خندان-
وَحُزْنُهُ في قَلْبِه؛ قلبش اندوهناك-
أوسَعُ شَيء صدرا؛ حوصلهاش فراوان-
وَأَذَلُّ شَيء نَفْسَا؛ بر نفس خود مسلط-
يَكْرَهُ الرّفْعَةَ؛ سركشى را ناپسند-
وَيَشْنَأُ السُّمْعَة؛ و ريا را دشمن مىدارد.-
طَويلٌ غَمُّهُ؛ اندوهش طولانى-
بَعيدٌ هَمُّهُ؛ همّتش عالى-
كَثيرٌ صَمْتُهُ؛ حرفش كم-
مَشْغُولٌ وَقْتُهُ؛ كارش زياد است-
شَكُورٌ صَبُور؛ سپاسگزار و شكيباست-
مَغْمُور بِفِكْرَتهُ؛ در فكر خود فرور رفته-
ضَنين بخَلَّتِهِ؛ از بيان حاجت بخل مىورزد-
سَهلُ الخَليقة؛ برخوردش خوب-
لَيِّن العَريكَةِ؛ و نرم خوست-
نَفسُهُ أَصلَب مِن الصَّلْد؛ روحش محكم و سختتر از سنگ [44] - وَهوَ اَذَلُّ من العَبْد"و در پذيرش حق پذيراتر از عبد است
در روايتى از امام سجّادعليهالسلام چنين آمده است:"عَلامةُ المُؤْمِن خَمس، الوَرَعُ عِنْدَ الْخَلْوَةِ وَالصَّدَقَةُ عِنْدَ القِلَّةِ والصَّبْرُ عِنْدَ المُصيبَةِ والحِلمُ عِنْدَ الْغَضَبِ [45] وَالصِّدْقُ عِنْدَ الخَوْفِ".
نشانه هاى مؤمن واقعى پنج چيز است: پرهيز از گناه در خلوت، انفاق در راه خدا هنگام تنگدستى، شكيبايى در حوادث ناگوار، بردبارى هنگام غضب و راستگويى در شرايط نامطلوب.
منبع:سایت دانلود بوک.ایینه ی اسرار حسین کاظمی قمی
آقائی و بزرگواری ائمه علیهم السلام
آقای قدس(از شاگردان ایت الله العظمی بهجت) می گوید: روزی آقای بهجت در رابطه با بزرگواری و اغماض ائمه اطهار ـ صلوات الله علیهم ـ فرمودند:
« در نزدیکی نجف اشرف، در محل تلاقی دو رودخانه فرات و دجله آبادیی است به نام «مصیب»، که مردی شیعه برای زیارت مولای متقیان امیر المؤمنین علیه السلام از آنجا عبور می کرد و مردی از اهل سنت که در سر راه مرد شیعه خانه داشت همواره هنگام رفت و آمد او چون می دانست وی به زیارت حضرت علی علیه السلام می رود او را مسخره می کرد.
حتی یک بار به ساحت مقدس آقا جسارت کرد، و مرد شیعه خیلی ناراحت شد. چون خدمت آقا مشرف شد خیلی بی تابی کرد و ناله زد که: تو می دانی این مخالف چه می کند.
آن شب آقا را در خواب دید و شکایت کرد آقا فرمود: او بر ما حقی دارد که هر چه بکند در دنیا نمی توانیم او را کیفر دهیم. شیعه می گوید عرض کردم: آری، لابد به خاطر آن جسارتهایی که او می کند بر شما حق پیدا کرده است؟! حضرت فرمودند: بله او روزی در محل تلاقی آب فرات و دجله نشسته بود و به فرات نگاه می کرد، ناگهان جریان کربلا و منع آب از حضرت سید الشهدا علیه السلام به خاطرش افتاد و پیش خود گفت: عمر بن سعد کار خوبی نکرد که اینها را تشنه کشت، خوب بود به آنها آب می داد بعد همه را می کشت، و ناراحت شد و یک قطره اشک از چشم او ریخت، از این جهت بر ما حقی پیدا کرد که نمی توانیم او را جزا بدهیم.
آن مرد شیعه می گوید: از خواب بیدار شدم، به محل برگشتم، سر راه آن سنی با من برخورد کرد و با تمسخر گفت: آقا را دیدی و از طرف ما پیام رساندی؟! مرد شیعه گفت: آری پیام رساندم و پیامی دارم. او خندید و گفت: بگو چیست؟ مرد شیعه جریان را تا آخر تعریف کرد. وقتی رسید به فرمایش امام علیه السلام که وی به آب نگاهی کرد و به یاد کربلا افتاد و ...، مرد سنی تا شنید سر به زیر افکند و کمی به فکر فرو رفت و گفت: خدایا، در آن زمان هیچ کس در آنجا نبود و من این را به کسی نگفته بودم، آقا از کجا فهمید. بلافاصله گفت: أشهد أن لا إله إلا الله، و أن محمداً رسول الله، و أن علیاً أمیرالمؤمنین ولیّ الله و وصیّ رسول الله و شیعه شد.»
منبع:سایت ایت الله العظمی بهجت فومنی
مشاهده انوار آیات قرآن
آیت الله تهرانی می نویسد:
« حضرت آیت الله العظمی بهجت فرمودند: در زمان جوانی ما، مرد نابینایی بود که قرآن را باز می کرد و هر آیه ای را که می خواستند نشان می داد و انگشت خود را کنار آیه مورد نظر قرار می داد، من نیز در زمان جوانی روزی خواستم با او شوخی کرده و سر به سر او گذارده باشم گفتم: فلان آیه کجاست؟ قرآن را باز کرد و انگشت خود را روی آیه گذاشت. من گفتم: نه اینطور نیست، اینجا آیه دیگری است. به من گفت: مگر کوری نمیبینی؟! »
منبع:سایت ایت الله العظمی بهجت فومنی
تأثیر نماز وحشت در گشایش کار اموات
اقای قدس می گوید:
« روزی آیت الله بهجت پیرامون تأثیر عمل نیک و قبول شدن عمل خالص فرمودند: مرحوم آیت الله حاج شیخ فتحعلی کاظمینی ( از آیات عظام و جامع فقه و اصول و عرفان) که در حرم کاظمین علیهماالسلام تدریس می کرد، خیلی از اوقات در اثنای درس ایشان میت می آوردند و دفن می کردند و رسم آقا هم این بود شبها نماز وحشت برای آنان می خواند یکی از بزرگان کاظمین شبی یکی از بستگان خود را در خواب می بیند و از حال او می پرسد وی می گوید: وضعم خراب بود، نماز آقا به دادم رسید و موجب گشایش کار من شد. »
منبع:سایت ایت الله العظمی بهجت فومنی حفظه الله
ارزش کار خالصانه
آقای قدس می گوید:
« روزی آقا(ایت الله العظمی بهجت) در رابطه با پاداش عمل صالح اگر چه اندک باشد، فرمود:
یکی از علمای نجف روزی در مسیر راهش به فقیری یک درهم صدقه داد ( البته بیشتر ازآن نداشت ) شب در خواب دید او را به باغی مجلل و دارای قصری بسیار عالی و زیبا دعوت کرده اند که نظیر آن را کسی ندیده بود. پرسید این باغ و قصر از آن کیست؟ گفتند: ازآن شماست تعجب کرد که من در برابر این همه تشریفات، عملی انجام نداده ام. به او گفتند: تعجب کردی؟ گفت:آری. گفتند: تعجب نکن. این پاداش آن یک درهم شماست. که خالصانه و با حسن عمل انجام گرفته است. »
منبع:سایت ایت الله العظمی بهجت حفظه الله
ارزش وضو و طهارت
آقای قدس (از شاگردان ایت الله بهجت)می گوید:
« روزی چند دقیقه زودتر برای درس به خانه آقا رفتم، دیدم پیرمردی نشسته و آقا به او توجهی خاص دارد، بعد از دقایقی آقا فرمود: ایشان (آن پیرمرد) هرگز بی وضو نمی خوابد، اگر شبها چندین بار هم بیدار شود باید حتماً وضو بسازد. »
منبع:سایت ایت الله العظمی بهجت حفظه الله
ارزش نماز اول وقت
ایت الله مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »
منبع: سایت ایت الله العظمی بهجت حفظه الله
يكي از شگفتي هاي حروف مقطعه در قران اين است كه پس از تركيب انها و حذف حروف تكراري اين جمله بدست ميايد :
علي راه حقي كه به او تمسك ميجوييم يا راه علي حق است که به ان تمسك ميجوييم
منبع:تفسير الصافي .صفحه ي 91
به نام خدا
علامه اميني در جايي تعريف ميكند :
وقتي الغدير را نوشتم ،خيلي مايل بودم كتاب الصراط المستقيم را ببينم .شنيده بودم نسخه ي خطي ان در نجف اشرف نزد شخصي(مرحوم حضرت ايت الله العظمي شيخ شهاب الدين مرعشي نجفي .قدس الله نفسه الزكيه .كه 4 بار حضرت ولي عصر (عج) را ملاقات نموده .كه بعد از صحبت با امام زمان و غيب شدن ان حضرت او را شناخته ).خيلي ميل داشتم ايشان را ببينم و تقاضا كنم ،كه كتاب را به من امانت بدهند تا مطالعه كنم.شبي اوايل مغرب كه ميخواستم به حرم امام علي بروم .ديدم همان شخص ،با يكي دو نفر از علما ،در ايوان مطهر نشسته اند و مشغول صحبت اند .خدمت ايشان رفتم .تقاضاي خود را اظهار كردم .عذرهايي اورد .گفتم:((اگر ميشود به من امنت بده و اگر نميشود ،به بيروني منزلت مي ايم و همان جا مطالعه ميكنم.اگر اين را هم قبول نداري در دالان منزلت مينشينم و مطالعه ميكنم.))
ان شخص گفت :((خير نميشود !شما هيچ گاه اين كتاب را نخواهيد ديد .))
علامه اميني در ادامه فرمودند : مثل ان كه اسمان را بر سرم زدند (البته نه از ان جهت كه او قبول نكرد .بلكه به خاطر مظلوميت امام علي..))به حرم رفتم و به ان حضرت عرض كردم:((شما چقدر مظلوميد !يكي از ارادتمندان شيعيان شما كتابي در فضايل و حقانيت شما نوشته است .و يكي از خدمت گذاران شما هم ميخواهد بخواند و به ديگران برساند .اما از اين كار ترس دارند و كتاب را به او امانت نميدهند .براستي كه مظلوم تاريخ هستيد ))!
حال گريه عجيبي داشتم .طوري كه تمام بدنم تكان ميخورد .ناگهان در قلبم افتاد كه فردا صبح به كربلا برو ..به مجرد خطور اين خطاب در قلبم .ديدم حال بكاء و گريه از ميان رفته و شادابي مرا فرا گرفته .هر چه سعي كردم به ان حال گريه و ناله برگردم .نتوانستم .تنها يك مطلب در دل من جايگزين شده است ((به كربلا برو!))
به كربلا امدم و يكسره به حرم حسيني مشرف شدم .در حرم به يكي از اقايان اهل علم برخوردم .خيلي صحبت و احوال پرسي كردند .گفتند: اقاي اميني .چه عجب !!وسط هفته به كربا امده ايد )) زيرا رسم علما ان بود كه 5 شنبه ها مشرف شوند تا زيارت شب جمعه را درك كنند .گفتم:((كاري داشتم ))
گفت :اقاي اميني.ممكن است از شما خواهش كنم؟))
گفتم :بفرماييد
گفت :تعدادي كتاب نفيس مرحوم والد باقي است .و بدون استفاده مانده و تقريبا محبوس است .بيايد ببينيد .اگر چيزي به درد شما ميخورد .به صورت امانت ببريد و برگردانيد
به نام خدا
غیبت گناهى است كه غیبت كننده به تنهایى نمىتواند آن را انجام دهد. پس شنونده غیبت در تحقق این گناه سهیم است؛ مگر آن كه با غیبت كننده مخالفت كند و او را از غیبت باز دارد و در جایى كه نمىتواند با او مخالفت نماید و او را از غیبت منع كند باید از شنیدن غیبت خوددارى نماید و در قلب خویش با غیبت كننده مخالف باشد.
پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«مَن رَدّ الخَلایق عَن عَرض اَخیهِ بِالغیبِ كانَ حَقاً عَلى اللَّه اَن یرد عَن عِرضِهِ یَومَ القیامة.(1)
كسى كه مردم را از تعرض به آبروى برادرش در غیاب او باز دارد بر خداوند است كه در روز قیامت آبروى او را نگه دارد.»
امام باقر(علیه السلام) در این باره فرمودند:
«مَن اَغتیب عِنده اَخوهُ المُؤمِن فَنصره و اَعانه نَصره الله فِى الدنیا و الاخره و مَن لَم یَنصره و لَم یدفع عنهُ و هو یَقدر عَلى نُصرته و عَونه خَفضه الله فى الدنیا و الاخره (2)
كسى كه چون برادر مؤمنش را در نزد او غیبت كنند او را یارى دهد خداوند او را در دنیا و آخرت یارى مىدهد و كسى كه او را یارى نكند و بدگویى را از او دفع ننماید در حالى كه بر یارى او تواناست، خداوند او را در دنیا و آخرت خوار خواهد كرد.
مننع:سایت تبیان
1. امام صادق عليه السلام فرمودند كه با اخلاص (لا اله الا الله ) بگويد، وارد بهشت مى شود. و گفتن با اخلاص اين است كه (لا اله الا الله ) او را از آن چه خداى عزوجل حرام كرده ، باز دارد
2.
امام باقر عليه السلام فرمود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: جبرييل ميان صفا و مروه نزد من آمده و گفت : هر كس از امت تو با اخلاص (لا اله الا الله )بگويد، وارد بهشت مى شود3....
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: كسى كه با اخلاص (لا اله الا الله ) بگويد، وارد بهشت مى شود، و گفتن با اخلاص اين است كه (لا اله الا الله ) او را از آنچه خداوند حرام كرده باز داردبه نام خدا
به نام خدا
باید دانست وقتی انسان از خود غفلت کند و در صدد اصلاح نفس و تزکیه آن بر نیاید و نفس را سر خود بار آورد هر روز بلکه هر ساعت بر حجابهای آن افزوده می شود و از پس هر حجابی،حجابی بلکه حجبی برای او پیدا شود تا آنجا که نور فطرت به کلی خاموش و منطفی شود . آیا نیامده وقت آن که در صدد اصلاح نفس برآییم و برای علاج امراض آن قدمی برداریم ؟ سرمایه جوانی را به رایگان از دست دادیم و با غرور نفس و شیطان ، جوانی را که باید با آن سعادتهای دو جهان را تهیه کنیم از کف نهادیم ؛ اکنون نیز در صدد اصلاح بر نمی آئیم تا سرمایه حیات هم از دست برود و با خسران تام و شقاوت کامل از این دنیا منتقل شویم .
عزیزا ! از خواب گران برخیزو این امراض گوناگون را با قرآن و حدیث علاج کن و دست تمسک به حبل الله متین الهی و دامن اولیاء خدا زن ! پیغمبر خدا این دو نعمت بزرگ را برای ما گذاشت که به واسطه تمسک به آنها از این گودال ظلمانی طبیعت خود را نجات دهیم و از این زنجیرها و غلها خلاصی پیدا کنیم و به سیره انبیاو اولیاء متصف شویم.
خدا نکند انسان پیش از آنکه خود را بسازد جامعه به او روی آورد و در میان مردم نفوذ شخصیتی پیدا کند، که خود را می بازد و خود را گم می کند .
اگر دست از این عالم – که مزرعه آخرت است – کوتاه شد دیگر کار گذشته است و اصلاح مفاسد نفس را نتوانی کرد .
ای عزیز! بدان که خواهش و تمنای نفس به جایی منتهی نشود و با اشتهای آن به آخر نرسد .
هر بلایی سر انسان می آید یا جامعه از دست قدرتمندان می بیند در اثر هوای نفس و خودخواهی است .
نمی شود که انسان هم خودپرست باشد و هم خداپرست . نمی شود که انسان هم منافع خودش را ملاحظه کند وهم منافع اسلام را . باید یکی از این دو تا باشد.
ای عزیز ! اکنون تا حجابهای غلیظ طبیعت نور فطرت را به کلی زائل نکرده و کدورتهای معاصی صفای باطنی قلب را به کلی نبرده و دستت از دنیا که مزرعه آخرت است و انسان در آن می تواند جبران هر نقصی و غفران هر ذنبی کند – کوتاه نشده دامن همتی به کمر زن و دری از سعادت به روی خود باز کن .
ای دوست ! در ایام جوانی اراده و تصمیم انسان ، جوان است و محکم از این جهت نیز اصلاح برای انسان آسانتر است.ولی در پیری اراده سست و تصمیم پیراست و چیره شدن بر قوا مشکلتر است.
( چند نکته اخلاقی و عرفانی از امام خمینی )
منبع :سايت تبيان
تیری از تیرهای شیطان
یادم هست كه پیرمرد قد كوتاه و سفیدموی و خوشروی همسایه، وقتی ما جوانترها را نصیحت میكرد، با همان لهجه و لبخند زیبای خودش میگفت:
اگر یه نفر از توی یه كوچه رد بشه و درِ خونه باز باشه و اون بنده خدا توی خونه را نگاه كنه و ناغافل یه تیری از خونه بیاد و به چشمش بخوره، خودش مقصره، چون نگاهش رو حفظ نكرده...!
گفتم: خب آدم موقع رد شدن، شاید توی خونه را هم ببینه؟!
گفت: دیدن با نگاه كردن فرق داره!
گفتم: چه فرقی دارد؟!
گفت: آدما همه جا و همه چیز رو میبیند، ولی اگر روی یكی از اونها مكث كنن یا با قصد خاصی نگاه كنن، دیگه میشه نگاه كردن، نه دیدن!
گفتم: حالا اهمیتش چیه؟
گفت: مگه نشنیدی كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «نگاه به نامحرم، تیری از ناحیه شیطان است.»(1)
گفتم: این تیر با ما چه كار میكنه؟
گفت: آدم رو از پا در میآره!
گفتم: حالا تكلیف چیه؟
گفت: «چشم بستن از نگاه به نامحرم كه این نگاه، حرامه.»(2)
منبع:سایت تبیان
به نام خدا
السلام عليك يا ابا صالح المهدي (عج)
مولاي من كي ميايي
شايد اين جمعه بيبايد شايد
جمعه كه مياد قلب هر منتظر عاشقي تند تر ميزنه و در جشم هاشون ميشه انتظار رو ديد .
اين به خاطر اينه كه جمعه روزيه كه به عشق اون وجود نازنين ،افتابش با دعاي ندبه طلوع ميكند و با دعاي سمات به غروب مينشينه
جمعه روزيه كه پيروزي مومنان بر دشمان اسلام در اون رخ ميده
جمعه روزيه كه قراره اقا مون ،مقتدامون بياد تا ما غم هجر و فراق را با او در ميان بگذاريم .
گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم
چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي
1:دين انسان را از ندامت و ذلت نگاه ميدارد .
2:دين به انسان بزرگي ميبخشد
3:دنيا انسان را خوار ميكند
4:فروتني، بلند مرتبه ميكند
5:بزرگ منشي انسان را پست ميكند .
6:زيركي زينت است
7:حماقت ننگ است
8:امانت داري ايمان است
9:گشاده رويي نيكي است
10:دروغ هلاك ميكند.
11:قناعت توانگر ميكند
12:دنيا گمراه كننده است
13:كينه عمر را تباه ميكند
14:شكر فزوني مياورد
15:فكر عبادت است
16:خود پسندي ابلهي است
17:دانش گنج است و تو را نجات ميدهد
18:راستي ،فزوني مرتبه اورد
19:دروغ پستي حال اورد
20:رزق بخشش شده است
21:بخيل نكوهيده است
22:رشك بر ،هميشه اندوه دارد
23:ايثار فضيلت است
24:احتكار پست و زشت است
25:پرهيز كاري عزت مياورد
26:گناه ذلت و خواري مياورد
27:ظلم و ستم عقاب دارد
28:اخلاص درجات اور است
29:ناداني نوعي مرگ است
30:دين روشنايي است
31:ملاك مومن به كردار اوست
32:حسود به بزرگي و اقايي نميرسد
33:مال در دست انسان امانت است.
داستان تشرف یافتگان.(تشرف حاج اسماعیل دولابی و..)
رابطهی قران با کلام و اعتقادات
پاسخ به پرسش های دینی به صورت دسته بندی موضوعی
72 عنوان کتاب به همراه متن انها
حکایاتی از ایت الله جمال الدین گلپایگانی(صاحب کرامات زیاد)
حکایاتی از ایت الله انصاری همدانی(صاحب کرامات زیادو تشرف به محضر امام زمان )
حکایاتی از ایت الله ملکی تبریزی (صاحب کرامت.و تشرف به محضر امام عصر)
حکایاتی از شیخ مرتضای زاهد(صاحب کرامت و تشرف به محضر امام عصر)
حکایاتی از ایت الله نخودکی(صاحب کرامات متعدد)
حکایات از اقای تهرانی(شاگرد شیخ رجبعلی خیاط)
ارتباط ایت الله بافقی با امام زمان
فضیلت خواندن سوره های قران کریم
توصیه های از علامه حسن زاده ی املی
سیره ی عملی بزرگان(داستان جالب رجبعلی خیاط و..)
زندگی نامه ی علما و بزرگان شیعه
ترک گناه کلید سعادت دنیا و اخرت
امر به معروف و نهي از منكر بر همه ملت واجب است .
* سفارش به حق ،كه امر به معروف است و نهي از منكر است ، بر همه مسلمين واجب است .
* اگر يك حاكم ظالمي بر مردم مسلط شد، علماي ملت، دانشمندان ملت بايد استنكار كنند، بايد نهي از منكر كنند .
* شما و ما موظفيم كه هم در تمام اموري كه مربوط به دستگاه هاي اجرايي است امر به معروف كنيم، و اگر اشخاصي پيدا مي شوند كه خلاف مي كنند ،معرفي كنيم به مقاماتي كه براي جلوگيري مهيا هستند؛ و مشكلات را هم تحمل كنيم .
* شما از اول اگر جلوي فساد را نگيريد، معلوم نيست كه به وضع سابق منتهي نشود .
* از آنچه در نظرشرع حرام ، و آنچه بر خلاف مسير ملت و كشور اسلامي، و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است ، به طور قاطع اگر جلوگيري نشود همه مسئول مي باشند .
و هيچ عيبي بالاتر از آن [نيست] كه انسان عيب خود را نفهمد و از آن غافل باشد؛ و با آن كه مجموعه عيوب است به عيوب ديگران بپردازد .
* چرا بايد عقده هاي قلبي، انسان را منحرف كند، و هواهاي نفساني همه چيز را كنار بگذارد و فقط عيوب را نگاه كند؟
* اسرار مردم هرچه باشد ،فاش كردن بر خلاف اسلام است .
غفلت
يك لحظه از خدا غافل نباشيد.غفلت از مبدأ قدرت، انسان رابه هلاكت مي رساندمنبع:نرم افزار ماه جماران .
به نام خدا
اسلام به زنان آزادي داده است.
* اسلام با آزادي زن نه تنها موافق است، بلكه خود پايه گذار آزادي در تمام ابعاد وجودي زن است.
* تشيع نه تنها زنان را از صحنه زندگي اجتماعي طرد نمي كند، بلكه آنان را در جامعه، در جايگاه رفيع انساني خود قرار مي دهد.
* در نظام اسلامي، زن همان حقوقي را دارد كه مرد دارد: حق تحصيل، حق كار، حق مالكيت، حق رأي دادن [و] حق رأي گرفتن.
* از [نظر] حقوق انساني، تفاوتي بين زن و مرد نيست، زيرا كه هر دو انسانند؛ و زن حق دخالت در سرنوشت خويش را همچون مرد دارد.
* زن مانند مرد آزاد است كه سرنوشت و فعاليتهاي خود را انتخاب كند.
* در نظام اسلامي، زن به عنوان يك انسان مي تواند مشاركت فعال با مردان، در بناي جامعه اسلامي داشته باشد.
* اسلام زنها را نجات داده است از آن چيزهايي كه در «جاهليت» بود؛ آن قدري كه اسلام به زن خدمت كرده است _ خدا مي داند _ به مرد خدمت نكرده است.
* زنان از نظر اسلام نقش حساسي در بناي جامعه اسلامي دارند؛ و اسلام زن را تا حدي ارتقا مي دهد كه او بتواند مقام انساني خود را در جامعه بازيابد و از حد «شي ء بودن» بيرون بيايد؛ و متناسب با چنين رشدي مي تواند در ساختمان حكومت اسلامي مسئوليتهايي به عهده بگيرد.
* امروز بايد خانمها وظايف اجتماعي خودشان را و وظايف ديني خودشان راعمل بكنند؛ و عفت عمومي راحفظ بكنند، و روي آن عفت عمومي كارهاي اجتماعي و سياسي را انحام بدهند.
* آنچه اسلام با آن مخالف است و آن را حرام مي داند فساد است، چه از طرف زن باشد وچه از طرف مرد، فرقي نمي كند.ما مي خواهيم زنان را از فسادي كه آنها را تهديد مي كند آزاد سازيم.
* ما مي خواهيم زن در مقام والاي انسانيت خودش باشد، نه ملعبه باشد.
* اسلام نمي خواهد كه زن به عنوان يك شيء و يك عروسك در دست مردان باشد؛ اسلام مي خواهد شخصيت زن را حفظ كند، و از او انساني جدي و كارآمد بسازد.
* اسلام خواسته است كه زن و مرد حيثيت انساني شان محفوظ باشد.
* در اسلام، زن بايد حجاب داشته باشد، ولي لازم نيست كه چادر باشد، بلكه زن مي تواند هر لباسي را كه حجابش را به وجود آورد اختيار كند
* خدمت مادر به جامعه از خدمت معلم بالاتر است، و از خدمت همه كس بالاتر است.
* اول مدرسه اي كه بچه دارد دامن مادر است.
* در دامن مادر، بچه ها بهتر تربيت مي شوند تا پيش استادان.
* دامن مادر بزرگترين مدرسه اي است كه بچه در آنجا تربيت مي شود.
* مادر خوب، بچه خوب تربيت مي كند.
* اگر مادرها، مادرهاي با فضيلت باشند، اولاد با فضيلت تحويل مي دهند.
* خداي نخواسته _ اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان دامن مادر منحرف بيرون مي آيد.
* شما خانمها شرف مادري داريد، كه در اين شرف از مردهاجلو[تر] هستيد.
* درست شدن كشورها مرهون شماهاست، مرهون شما مادرهاست، خرابي و آبادي كشورها تابع شماهاست.
* رحمت خداوند بر مادراني كه جوانان نيرومند خود را به ميدان دفاع ازحق فرستاده، و به شهادت ارجمند آنان افتخار مي كنند.
* ملتي که خواهران و مادران دليرش، افتخار به مرگ جوانان برومندش مي کند که در صف شهدا هستند، پيروز است.
* مادران شجاع فرزندان اسلام، خاطره جانبازي و رشادت زنان قهرمان را در طول تاريخ زنده کرده اند.
* اساساً تربيت از دامان پاک مادر و جوار پدر شروع مي شود؛ و با تربيت اسلامي و صحيح آنان، استقلال و آزادي و تعهد به مصالح کشور پايه ريزي مي شود.
انبيا مثل يك طبيبي بودند كه مي خواستند اصلاح كنند جامعه را .
* اگر انحراف اخلاقي نباشد، هيچ يك از اين سلاح هاي جنگي به حال بشر ضرر ندارد .
* آن چيزي كه دارد اين سياره ما را در سراشيبي انحطاط قرار مي دهد ، انحراف اخلاقي است .
* آنكه فاسد مي كند جامعه را، و دست از فسادش بر نخواهد داشت ،او را بايد از جامعه جدا كرد ؛ او يك غده سرطاني است كه جامعه را فاسد مي كند .
* نجات معتاد نجات يك فرد نيست ، نجات اسلام است .
* اين وظيفه شرعي نيست كه كسي نسبت به مسلماني اهانت كند، از برادر ديني بد گويي نمايد ؛ اين حب دنيا و حب نفس است، اين تلقينات شيطان است كه انسان را به اين روز سياه مي نشاند .
* اذيت مسلم و آزار مؤمنين از بزرگترين گناهان کبیره است
منبع:نرم افزار ماه جماران
به نام خدا
منافقها هستند كه بدتر از كفارند .
* در اسلام از منافقين بيشتر تكذيب شده است ؛ و منافق اوضح مصاديق كفر است .
* آنقدري كه اسلام تكيه كرده است بر اينكه منافقين را از بين ببرد يا اصلاحشان كند ،براي كفار اينطور نيست.انسان مي داند با آدم كافر چه بكند، امابا منافقين نمي داند چه كند .
* در سوره (منافقين) ذكر مي فرمايد كيفيت منافقين را، كه اين ها پيش تو اظهار ديانت مي كنند، اظهار اسلام مي كنند، لكن دروغ مي گويند ، اينها مسلم نيستند ، اينها منافق هستند .
* آنچه ما امروز مبتلاي به آن هستيم، و آن دسته منافقيني كه اظهار اسلام مي كنند و كمر اسلام را مي خواهند بشكنند، كار مسلمان ها با اينها مشكل است، حل مسئله اينها بسيار مشكل است .
* عيب بزرگ شما و هوادارانتان آن است كه نه از اسلام و قدرت معنوي آن، و نه از ملت مسلمان وانگيزه فداكاري او، اطلاعي داريد .
* با آنكه سران منافقين در دامن آمريكا و فرانسه مشغول عياشي و خوش گذراني هستند، مع الاسف عده اي نوجوان را با حيله و تزوير گول زده و قدرت تفكر را ازآنان سلب نموده اند .
* آنهايي كه اظهار اسلام مي كنند و بيمارستان را آتش مي زنند و مجروحها را سرمي بُرند ،اينها را بشناسيد ،اينها مسلم نيستند ،اينها منافق هستند .
* ننگتان باد اي تفاله هاي شيطان! و عارتان باد اي خود فروختگان بين المللي! كه در سوراخ ها خزيده و در مقابل ملتي كه در برابر ابر قدرتها بر خاسته است، به خرابكاريهاي جاهلانه پرداخته ايد .
* گمان ندارم شما بتوانيد گروه و يا دسته اي را بيابيد كه جنايات و سفلگي شان ، به ابعاد اين گروهك منافقين باشد .
منبع: نرم افزار ماه جماران



